طرح درس احادیث فقهی (نیمسال دوم ١٣٨٤ـ١٣٨٥)                                                           

 

برنامه تدريس «احاديث فقهي»

مقطع تحصيلي: كارشناسي الاهيات ـ گرايش فقه و مباني حقوق اسلامي

مدرس: فرهنگ مهروش

سازمان: دانشگاه آزاد اسلامي (واحد آزادشهر) ـ گروه الاهيات

زمان: نيمسال تحصيلي اول 1385ـ1386

آدرس الكترونيكي مدرس: F.Mehrvash@cgie.org.ir

ساعت ملاقات (با هماهنگي): سه شنبه‌ها، 10ـ 12

 

 

     اهداف آموزشي (كه در پايان دوره بايد حاصل شده باشد): آشنايي عمومي با علم الحديث، شيوۀ فقيهان در استنباط احكام از روايات، و متودولوژي و منابع فقه الحديث

     آرمانهاي آموزشي (كه علاقه‌مندان بايد بدان دست يابند): كاربرد روشهاي نوين در تحليل روايات و برداشت از آنها، توانايي تحليل يك حديث و شناخت عناصر مؤثر در برداشت صحيح از آن.

     شيوۀ تدريس: نخست كوشش خواهد شد با تخصيص نيمۀ نخست دوره به بحث در بارۀ كلياتي پيرامون علم الحديث، نگرشي شفاف از حديث و دانشهاي مرتبط با آن در فرهنگ اسلامي ارايه شود. ربع اول نيمۀ دوم، به بحث در بارۀ روش‌شناسي برداشت از روايات اختصاص مي‌يابد و در نهايت، ربع آخر و مهم‌ترين بخش درس، مطالعۀ تعدادي از روايات فقهي بحث برانگيز به منظور دست يافتن به دركي بهتر از تعامل فقيهان با روايات را در بر خواهد گرفت.

     آيين حضور درس: حضور درس الزامي نيست، ولي بي‌خبر ماندن از آنچه در كلاس مي‌گذرد، خلاف شئون دانشجويي دانسته مي‌شود . اجازه گرفتن در هنگام ورود و خروج، يا براي غيبت مرسوم نخواهد بود. مستمعان آزاد، براي حضور تا آنجا كه به مدرس مربوط است، منعي ندارند. در تمام مدت تدريس هيچ كس حق ايجاد مزاحمت براي درس را نخواهد داشت و در موارد بسيار ضروري، لازم است فقط با مدير محترم اداره امور كلاسها هماهنگ، و از مراجعه شخصي خودداري شود. كلاس تنها در تعطيلات رسمي داير نخواهد گشت و در ساير ايام، بدون در نظر داشتن عرف عمومي، هر گاه غيبت عمومي دانشجويان اسباب اخلالي در درس فراهم آورد، به شدت (با كسر 5 نمره از مجموع نمرات ارفاقي درس) برخورد خواهد شد. مدت كلاسها در ايام ماه مبارك رمضان 80 دقيقه، و در ديگر ايام، 100 دقيقۀ كامل است.

     ارزشيابي:

5ـ1ـ            تاريخ امتحانها در جدول صفحۀ بعد (تيتر شمارۀ 7 طرح درس) اعلام شده است.

5ـ2ـ            نحوه امتحانها: افزون بر امتحان پايان دوره، امتحان ماهانۀ اول و ميان ترم نيز برگزار خواهد شد. امتحانها به صورت تشريحي است. بجز امتحان پايان ترم، در ساير موارد پاسخگويي به پرسشها در منزل، و در ظرف مدت يك هفته انجام خواهد گرفت. در اين پرسشها ذهن دانشجو به چالش كشيده، و از وي تحليل مطالبه خواهد شد. در امتحانات طول دوره، همراه با برگۀ امتحاني، ديدگاههاي دانشجو نيز نقد مي‌شود. دانشجو تنها در جلسه بعد، پاسخ مكتوب خود را به نقدها باز مي‌گرداند. پرسشها به گونه‌اي طراحي خواهند شد كه مطالعات شب امتحاني كارساز نباشند و تلاش درسي دراز مدت دانشجو در خلال تحصيل نمايانده شود. در همۀ امتحانات قوۀ تحليل، ذهن نقاد، توانايي در نگارش علمي و در نهايت، التفات وي به تفاوت ميان بيان علمي و غيرعلمي مطالب و به بياني گوياتر، ميزان هماهنگي دانشجو با اهداف تعريف شده در آموزش درس با امتحانهاي مختلف كشف مي‌شود. بجز امتحان پايان نيمسال كه از ضوابط اداره امتحانات پيروي خواهد كرد، شركت در امتحانهاي ديگر براي او اختياري خواهد بود. بدين سان، هدف از نمره دادن به برگه‌هاي امتحاني، تنها به دست دادن برآوردي از وضعيت تحصيلي دانشجو به خود او خواهد بود. كاربرد هر گونه كتاب يا جزوه، هر گونه مشورت، يا هر كاري ديگر از اين قبيل در هنگام امتحانات طول دوره مجاز است. در مواردي كه مشاهده شود كسي مطلبي را نوشته است كه خود به درستي از معنايش آگاه نيست، يا رونويسي ناقص و نامفهومي را بدون افزودن تحليل خويش در ميان آورده، يا قولي را به خطا به كسي نسبت داده، از آنجا كه اين كار سرسري و غير مسئولانه در بر دارنده هيچ سودي براي وي نيست و گونه‌اي توهين به مدرس است، برگۀ وي تصحيح نخواهد شد. در برابر، دانشجويان نيز اخلاقاً موظفند از انتقاد علمي و ارزشيابي مدرس فرونگذارند. افزون بر دو نوبت امتحان، در هر جلسه نمونه‌هايي از پرسشهاي امتحاني به دانشجويان ارايه خواهد شد؛ باشد كه بهتر بتوانند براي امتحان پاياني با نحوۀ طرح پرسشها تفاهم يابند و ميزان درك خويش را از كلاس نيز محك بزنند.

5ـ3ـ            بارم نمره‌ها:

5ـ3ـ1ـ                      نمره‌هاي اصلي: مباحثه: 20 نمره، امتحان پايان ترم: 70 نمره، رعايت شئون دانشوري: 10 نمره [جمعا 100 نمره].

5ـ3ـ2ـ                      نمره‌هاي ارفاقي: امتحان ماهانه: تا 2۰ نمره، امتحان ميان ترم: تا 30 نمره، حضور فعال و پرسشگري در كلاس، يا هر كار ديگري كه زمينه‌ساز مطالعۀ مدرس و آگاهيش از نقاط ضعف خود شود: تا 10 نمره، ارتباط خارج از كلاس با مدرس: تا 10 نمره، كار مطالعاتي: تا 20 نمره.

نمره‌ها بر مبناي 100 محاسبه خواهد شد. نمرۀ مباحثه توسط مديران هر گروه مباحثه داده خواهد شد. مراد از رعايت شئون دانشوري، آموختن شيوه بحث و انتقاد صريح و بي‌تملق در عين رعايت احترام، دوري جستن از شيوه‌هاي بيان عوامانه و غير علمي مباحث، دوري جستن از كارهاي بي‌ضابطه و نگرشهاي سرسري به مسايل، و بي‌دقتي در زمينه مطالب اعلام شده در باره درس، امتحان، محل برگزاري درس و هر امري مانند آنهاست. كار مطالعاتي دانشجو نيز، مي‌تواند نگارش يك برگه تحقيقاتي (در حدود 400 ـ 800 كلمه)، ترجمه يك متن لاتين يا عربي (با حجمي در حدود 3000 كلمه) و خلاصه‌اي (در حدود 2000 كلمه) از يك مقاله يا بخشي از كتابي (با حجمي در حدود 100 صفحه باشد). در هر مورد، بهتر است نخست با مدرس نيز مشورت به انجام رسد. بجز اينها موضوعهاي ديگري نيز در سطور بعد پيشنهاد شده است. از پيشنهادهاي دوستان هم استقبال خواهد شد.

     كار مطالعاتي: هدف از كار مطالعاتي، ايجاد زمينه براي تلاش علاقه‌مندان در آموختن نگارش علمي، به كار بردن صحيح و استاندارد اصطلاحات و تمرين تحقيق است. پاسخ به هر گونه پرسشي در باره كار مطالعاتي، تنها از طريق تماس الكترونيكي (ايميل)، و يا ملاقات با هماهنگي قبلي در ساعت معين  پي گرفته خواهد شد.

موضوعهاي پيشنهادي براي كار مطالعاتي: ترجمۀ مقالۀ «حديث» دائرةالمعارف اسلام، ترجمۀ مقالۀ «سنت» دائرةالمعارف دين و اخلاق، مطالعۀ روايات من بلغ و ديدگاه عالمان مختلف در تحليل معناي آنها، مطالعۀ زمينه‌هاي وضع حديث، معرفي كتاب الكافي، معرفي چهل حديث امام خميني (ره)، معرفي يكي از ژانرهاي نگارش حديثي، مطالعۀ تفاوت شيوۀ كار شيخ طوسي در دو كتاب تهذيب و استبصار؛ جايگاه حديث در دورۀ طلايي تمدن اسلامي، خلاصۀ كتاب الفوائد المدنية ملا محمد امين استرآبادي، مطالعۀ حواشي مرحوم استاد غفاري صفت بر عيون اخبار الرضا و دسته‌بندي شيوه‌هاي وي در تحليل روايت.

 

     برنامه زمان‌بندي:

 

جلسۀ

تاريخ

موضوع اصلي بحث

عناوين فرعي

برنامه هاي جانبي

اول

٣/ ٧/

آشنايي با دانشجويان و اعلام برنامه ها

 

دوم

١٠/ ٧/

كليات

جايگاه حديث

در فرهنگ و تمدن اسلامي

 

سوم

١٧/ ٧/

ديدگاههاي مختلف

در بارۀ تدوين حديث

 

چهارم

٢٤/ ٧/

تحمل حديث

آداب، طريقه، و كاركردها

 

پنجم

١/ ٨/

ژانرهاي تأليف حديث

 

 

ششم

٨/ ٨/

بزرگترين و مشهورترين

كتب حديثي

 

هفتم

١٥/ ٨/

وضع حديث

 

 امتحان ماهانۀ اول

هشتم

٢٢/ ٨/

متودولوژي

علوم حديث

 

 

نهم

٢٩/ ٨/

شيوه‌هاي نقد و تحليل حديث

در فرهنگ اسلامي

 

دهم

٦/ ٩/

احاديث اثرگذار

در متودولوژي فقه

قواعد فقهي برگرفته از حديث

 

 امتحان ميان ترم

يازدهم

١٣/ ٩/

قواعد اصولي برگرفته از حديث

 

 

دوازدهم

٢٠/ ٩/

نمونه‌هايي از

احاديث

فقهي

و طريق

استنباط فقها

از آنها

ملاك قصر نماز

 

 

سيزدهم

٢٧/ ٩/

تقدم نماز يا خطبتين در جمعه

 

 

چهاردهم

٤/ ١٠/

حلق لحيه

 

 نظرسنجي آموزشي

پانزدهم

١١/ ١٠/

اشارات فقيهان

به روايات بد فهم شده

 تقدير از دانشجويان برتر

شانزدهم

١٨/ ١٠/

عيد سعيد غدير خم

 

 

     منابع:

8ـ1ـ            توضيحات: منابع براي مطالعه علاقه‌مندان معرفي شده‌اند و به طبع حجم منابع بسيار بيش از اينهاست. حجم قابل توجهي از منابع در كتابخانه دانشگاه آزاد اسلامي واحد آزادشهر به صورت نسخه كاغذي يا ديجيتال موجود است. كار مطالعاتي دانشجويان، ترجيحا در ارتباط با همين منابع تعريف خواهد شد. افزون بر اينها، به تناسب موضوعات جزيي‌تر، همواره منابعي نيز در كلاس معرفي مي‌گردد. براي آشنايي دانشجويان به قطعاتي از متون حديثي مورد بحث در كلاس، گزيده‌اي از آنها متنها تهيه شده، و در ضمن تدريس مبناي كار خواهد بود. اين مجموعه با نام «متون حديثي مورد بحث در احاديث فقهي1» از طريق انتشارات دانشگاه قابل دسترسي است. نيز پيشنهاد مي‌شود كه دانشجويان براي امتحان ميان‌ترم كتاب علم الحديث كاظم مدير شانه‌چي را از نظر دور ندارند.

8ـ2ـ معرفي منابع:

8ـ2ـ1ـ كتابها و مقالات فارسي و عربي:

ابن ابي‌حاتم، عبدالرحمان، علل الحديث، به كوشش محب الدين خطيب، بيروت، دارالمعرفة، 1405ق؛ ابن حمزه، ابراهيم، البيان و التعريف في اسباب ورود الحديث الشريف، به كوشش سيف‌الدين كاتب، بيروت، دار الكتاب العربي، 1401ق؛ ابن خلاد رامهرمزي، حسن، امثال الحديث، به كوشش احمد عبدالفتاح تمام، بيروت، مؤسسة الكتب الثقافيه، 1409ق؛ ابن شاهين، عمر، ذكر من اختلف العلماء و نقاد الحديث فيه، به كوشش حماد بن محمد انصاري، رياض، اضواء السلف، 1999م؛ همو، ناسخ الحديث و منسوخه، به كوشش سمير بن امين زهيري، زرقاء، 1408ق/ 1988م؛ ابن قتيبه، عبدالله، تأويل مختلف الحديث، به كوشش محمد زهري نجار، بيروت، دارالجيل، 1393ق/ 1982م؛  ابواحمد حاكم، محمد، شعار اصحاب الحديث، به كوشش صبحي سامرايي، كويت، دارالخلفا؛ ابوالشيخ اصفهاني، عبدالله، الامثال في الحديث النبوي، به كوشش عبدالعلي عبدالحميد حامد، بمبئي، 1987؛ اسماعيلي، احمد، اعتقاد ائمة الحديث، به كوشش محمد بن عبدالرحمان خميس، رياض، دارالعاصمه، 1412ق؛ حاكم نيشابوري، محمد، معرفة علوم الحديث، به كوشش سيد معظم حسين، بيروت، 1397ق/ 1977م؛ خطيب بغدادي، احمد، الرحلة في طلب الحديث، به كوشش نورالدين عتر، بيروت، دارالكتب العلميه، 1395ق؛ همو، نصيحة اهل الحديث، به كوشش عبدالكريم احمد وريكات، زرقاء، مكتبة المنار، 1408ق؛ زمخشري، محمود، الفائق في غريب الحديث، به كوشش علي محمد بجاوي و محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت، دارالمعرفه؛ سبط ابن عجمي، ابراهيم، الكشف الحثيث عمن رمي بوضع الحديث، به كوشش صبحي سامرايي، بيروت، عالم الكتب/ مكتبة النهضة العربيه، 1407ق/ 1987م؛ سيوطي، عبدالرحمان، اسباب ورود الحديث، به كوشش يحيي اسماعيل احمد، بيروت، دار المكتبة العلميه، 1404ق/ 1984م؛ شافعي، محمد، اختلاف الحديث، به كوشش عامر احمد حيدر، بيروت، مؤسسة الكتب الثقافية، بيروت، 1405ق/ 1985م؛  عسكري، حسن، تصحيفات المحدثين، به كوشش محمد احمد ميره، قاهره، المطبعة العربية الحديثه، 1402ق؛ غفاري صفت، علي اكبر، «فقه الحديث و درايته»، ضمن تلخيص المقباس، تهران، دانشگاه امام صادق/ نشر صدوق، 1369ق؛ مدير شانه‌چي، كاظم، علم الحديث، همراه با دراية الحديث، قم، جامعۀ مدرسين؛ مقدسي، محمد، مسئلة العلو و النزول في الحديث، به كوشش صلاح‌الدين مقبول احمد، كويت، مكتبة ابن تيميه، 1401ق؛ ملا علي قاري، المصنوع في معرفة الحديث الموضوع، به كوشش عبدالفتاح ابو غده، رياض، مكتبة الرشد، 1404ق؛ نسايي، احمد، مجموعة رسائل في علوم الحديث، به كوشش جميل علي حسن، بيروت، مؤسسة الكتب الثقافية، 1985م؛

8ـ2ـ2ـ  كتابها و مقالات لاتين:

Abbot, N, "Hadith literature: collection and transmission of Hadith", Arabic literature to the end of the Umayyad period Cambridge History of Arabic literature, Cambridge: Cambridge University Press , 1983, p.289-298; Abdul Rauf, Muhammad, "Hadith literature: the development of the science of Hadith", Arabic literature to the end of the Umayyad period Cambridge History of Arabic literature, Cambridge: Cambridge University Press , 1983, p.271-288; Allen, R., "Hadith `isa b. Hisham: the excluded passages", Die Welt des Islams, 12 (1969), p.74-89, 163-181; ib., "Hadith 'Isa ibn Hisham by Muhammad al Muwailihi, A reconsideration", Journal of Arabic Literature, 1 (1970), p.88-108; Knoun, Abdullah, "`Hadith': its scientific and religious value", Islamic culture, 43 (1969), p.214-231; Voll, J. O., "Hadith scholars and tariqahs: an ulama group in the 18th century Haramayn and their impact in the Islamic world", Journal of African & Asian Studies, 15, 1980, p.264-273;

 

8ـ2ـ3ـ منابع اينترنتي (مراجعه به اين پايگاههاي اينترنتي براي دست‌يابي آسان و سريع به برخي كتابهاي حديثي ديجيتال پيشنهاد مي‌شود):

http://saaid.net/book/index.php;

http://www.3llm.com/main/download.php?action=list&cat_id=12&start=30&page=2;

http://www.aaraa.jeeran.com/islamic/start.html; http://www.ahlalhdeeth.com/library;

http://www.al-eman.com/Islamlib; http://www.alhikmeh.com/arabic/mktba/hadith/index.htm;

http://www.almaktba.com;

http://www.dorar.net; http://www .fiseb.com/help.htm;

http://www.muhaddith.com/a_index.html;

http://www.nssaf.com/modules.php?name=Books&d_o p=viewdownload&cid=2;

www.almuhaddth.net;

www.alwaraq.com

 

 

 

 

 

احاديث فقهي

جلسۀ دوم: جايگاه حديث در فرهنگ و تمدن اسلامي

١٧/ ٧/ ١٣٨٥

 

مقدمه ................................... ١٠ دقيقه

1ـ1ـ             مرور: جايگزينهاي عنوان «احاديث فقهي»، كاربردهاي اصطلاح «فقه الحديث» نزد گذشتگان، چرا عنوان درس «فقه الحديث» نشد؟

1ـ2ـ             تعريف حديث

1ـ2ـ1ـ                       تعريف تخصصي «حديث» در «مصطلح الحديث»

1ـ2ـ2ـ                       تعاريف مشابه: سنت، اثر، روايت

1ـ3ـ             بحث امروز: حديث به طور كلي چيست، از چه اهميتي برخوردار، و حضورش در فرهنگ اسلامي داراي چه خصايصي است.

كليات (نخست بايد ديد جايگاه حديث در فرهنگ به طور كلي چيست) ..................... ٣٠ دقيقه

1ـ4ـ             مقدمه:

1ـ4ـ1ـ                       فراموش نشود كه حديث هم يك جور نقل است.

1ـ4ـ2ـ                       براي درك جايگاه آن در فرهنگهاي مختلف، بايد روشهاي نقل را در فرهنگهاي مختلف مطالعه كرد.

1ـ4ـ3ـ                       آداب، رسوم و سنتهاي رايج در فرهنگهاي مختلف (traditions)، همگي يك جور نقل محسوب مي‌شوند.

1ـ4ـ4ـ                       بدين ترتيب، حديث هم در جايگاهي مشابه منقولات همۀ فرهنگها قرار خواهد گرفت.

1ـ5ـ             كاركرد نقلها (به طور كلي، نه بر پايۀ آنچه در يك يا چند فرهنگ خاص ديده مي‌شود):

1ـ5ـ1ـ                       فرهنگ از اساس بر نقل متكي است و بدون آن هيچ گاه در خلال نسلها انباشت تجربه ممكن نخواهد شد.

1ـ5ـ2ـ                       اين نقلها ژرف و ديرفهم دانسته مي‌شوند و نيز معتبر (اعتقاد بر آن است كه دست نخورده از نسلها قبل تا به امروز مانده‌اند).

1ـ5ـ3ـ                       فرق روايت با مد و شايعه: اينها هم از ديگران رسيده است، ولي انگيزه‌اي براي نقل دقيق، و عمل موبمو بر طبقشان نيست.

1ـ6ـ             انواع نقلها (بر پايۀ شواهد مكشوف بر فرهنگ شناسان)

1ـ6ـ1ـ                       نقلهاي غير لفظي: بناها، نهادهاي اجتماعي، ژستها، لباسها، رسمها، مراسم يادبود... ـ در اين بحث، روايت نمي‌شمريمشان.

1ـ6ـ2ـ                       نقلهاي لفظي (روايات):

1ـ6ـ2ـ1ـ                            شفاهي: افسانه‌ها، مثلها، تعويذها، حرزها...

1ـ6ـ2ـ2ـ                            مكتوب: قوانين، سيره و تذكره، تفاسير...

1ـ6ـ3ـ                       نقلهاي دو وجهي: مثل داستانهاي حماسي و اساطير

1ـ7ـ             تمايز انواع دو گانۀ نقل لفظي:

1ـ7ـ1ـ                       معيار تمايز

1ـ7ـ1ـ1ـ                            تمايز مكتوب و شفاهي، تنها تمايز در شيوۀ نقل نيست.

1ـ7ـ1ـ2ـ                            ممكن است سنتهاي شفاهي نوشته شوند، ولي با اين كار لزوما «ارزشمندتر» نمي‌شوند و به «سنت» مكتوب هم نمي‌پيوندند.

1ـ7ـ1ـ3ـ                            چنين اختلافي به اين عوامل راجع است:

1ـ7ـ1ـ3ـ1ـ                                اختلاف در ميزان ارزشگذاري ملت براي نوع مادۀ منقول

1ـ7ـ1ـ3ـ2ـ                                اختلاف در ميزان رواج فرهنگ نگارش در يك ملت و ميزان اعتماد به منابع شفاهي

1ـ7ـ2ـ                       تمايزها

1ـ7ـ2ـ1ـ                            نقلهاي مكتوب، مي‌توانند متروك باشند، و در عين حال باقي بمانند؛ اما شفاهيها بقايشان در عمل به آنهاست.

1ـ7ـ2ـ2ـ                            نقلها وقتي مكتوب مي‌شوند، سختي بيشتري پيدا مي‌كنند و به سادگي در مقام تطبيق با شرايط اجتماع، تغيير نمي‌پذيرند.

1ـ7ـ2ـ3ـ                            در بيشتر فرهنگها، روايات مكتوب نيز ارزش خود را از استناد به شفاهي مي‌گيرند: ميشنا، اوپانيشاد، و انجيل

1ـ7ـ2ـ4ـ                            روايات شفاهي بسيار كهن‌ترند و روايات مكتوب نيز در گذشته‌هاي دور شفاهي بوده‌اند.

جايگاه نقلها در فرهنگ ............................................ ٣٠ دقيقه

1ـ8ـ             كاركردهاي نقل

1ـ8ـ1ـ                       تقويت حافظۀ تاريخي ملتها  (فلان چيز را به ياد آور!)، مهمترين كاركرد روايات است.

1ـ8ـ2ـ                       «حافظۀ تاريخي» يك ملت، همواره با تغييرات دشمن است و روايات، محافظ وضع سابقند.

1ـ8ـ3ـ                       روايات، همواره ميان گذشته‌هاي دور يك ملت با آيندۀ آن ارتباط برقرار مي‌كنند.

1ـ8ـ4ـ                       بدين سان، از رويداد «گسل فرهنگي» در ميان نسلها جلوگيري مي‌كنند.

1ـ9ـ             بحث آزاد:

1ـ9ـ1ـ                       آيا جوامع از حيث اقبال و توجه به نقلها در يك سطحند؟ در چه جوامع/ زمينه‌هايي بيشتر به نقل توجه مي‌شود؟

1ـ9ـ2ـ                       در جوامع/ زمينه‌هايي كه نقل جايگاه ممتازي ندارد، چه چيز جايگزين آن شده است؟ (تمايزش با ابزارهاي شناخت مستقيم)

1ـ9ـ3ـ                       چرا بشر به نقل نياز دارد؟

1ـ9ـ4ـ                       براي اين كه يك نقل از ميان نرود و به نسلهاي بعدي منتقل شود، بايد چه صفاتي داشته باشد؟

جايگاه نقل در دين اسلام ................................. ١٠ دقيقه

1ـ10ـ         اهميت

1ـ10ـ1ـ                    سفرها براي كسب آن

1ـ10ـ2ـ                    وجود دانشمندان بزرگي به نام «محدث» براي حفظ آن

1ـ10ـ3ـ                    رويداد اختلافات بزرگ بر پايۀ ميزان عمل به آن، همچون اختلافات: اصحاب رأي و حديث، اصوليان و اخباريان شيعه

1ـ10ـ4ـ                    وجود معيارهاي دقيق براي نقل آن

1ـ11ـ         ويژگي

1ـ11ـ1ـ                    تنها در روايات اسلامي به «استناد» و طرق نقل حديث توجه جدي شده است.

1ـ11ـ2ـ                    تأمل در معاني «لوح محفوظ» (نوشتۀ سابق بر نقل شفاهي) و «حديث» (امر حادث شده و جديد) نزد مسلمانان

 

مآخذ: غفاري صفت، علي اكبر، تلخيص مقباس الهداية، تهران، صدوق/ جامعة الصادق؛ مدير شانه‌چي، كاظم، علم الحديث، قم، جامعۀ مدرسين؛ نيز:

Valliere, Paul, "Tradition", Encyclopaedia of Religion & Ethics, Ed. by Mircea Elyade, CD ROM ver., Macmillan, 1994.

 

 

 

احاديث فقهي

جلسۀ سوم (ادامۀ مباحث جلسۀ پيش): جايگاه حديث در فرهنگ و تمدن اسلامي

٢٤/ ٧/ ١٣٨٥

 

 

 

 

 

1. مرور ...................................... ١٥ دقيقه

1ـ1ـ                   حديث خود يك نوع نقل است و بدين معنا آداب و رسوم رايج در جوامع مختلف همگي گونه‌اي شباهت بدان دارند.

1ـ2ـ                   كاركردهاي نقل: انباشت تجربه در خلال نسلها

1ـ3ـ                   فرق نقل با مد و شايعه

1ـ4ـ                   انواع نقل و جايگاه حديث در ميان آنها ـ نقل لفظي مكتوب

جايگاه نقلها در فرهنگ ............................... ٤٠ دقيقه

1ـ5ـ                   كاركردهاي نقل

1ـ5ـ1ـ                       تقويت حافظۀ تاريخي ملتها  (فلان چيز را به ياد آور!)، مهمترين كاركرد روايات است.

1ـ5ـ2ـ                       «حافظۀ تاريخي» يك ملت، همواره با تغييرات دشمن است و روايات، محافظ وضع سابقند.

1ـ5ـ3ـ                       روايات، همواره ميان گذشته‌هاي دور يك ملت با آيندۀ آن ارتباط برقرار مي‌كنند.

1ـ5ـ4ـ              بدين سان، از رويداد «گسل فرهنگي» در ميان نسلها جلوگيري مي‌كنند.

1ـ6ـ                   بحث آزاد:

1ـ6ـ1ـ                       آيا جوامع از حيث اقبال و توجه به نقلها در يك سطحند؟ در چه جوامع/ زمينه‌هايي بيشتر به نقل توجه مي‌شود؟

1ـ6ـ2ـ                       در جوامع/ زمينه‌هايي كه نقل جايگاه ممتازي ندارد، چه چيز جايگزين آن شده است؟ (تمايزش با ابزارهاي شناخت مستقيم)

1ـ6ـ3ـ                       چرا بشر به نقل نياز دارد؟

1ـ6ـ4ـ                       براي اين كه يك نقل از ميان نرود و به نسلهاي بعدي منتقل شود، بايد چه صفاتي داشته باشد؟

جايگاه نقل در دين اسلام .......................... ١٥ دقيقه

1ـ7ـ                   اهميت

1ـ7ـ1ـ                       سفرها براي كسب آن

1ـ7ـ2ـ                       وجود دانشمندان بزرگي به نام «محدث» براي حفظ آن

1ـ7ـ3ـ                       رويداد اختلافات بزرگ بر پايۀ ميزان عمل به آن، همچون اختلافات: اصحاب رأي و حديث، اصوليان و اخباريان شيعه

1ـ7ـ4ـ                       وجود معيارهاي دقيق براي نقل آن

1ـ8ـ                   ويژگي

1ـ8ـ1ـ                       تنها در روايات اسلامي به «استناد» و طرق نقل حديث توجه جدي شده است.

1ـ8ـ2ـ                       تأمل در معاني «لوح محفوظ» (نوشتۀ سابق بر نقل شفاهي) و «حديث» (امر حادث شده و جديد) نزد مسلمانان

تحويل دادن برگه‌هاي پرسش براي هر دو جلسۀ گذشته ...... ١٠ دقيقه

 

 

 

 

 

مآخذ: در طرح درس جلسۀ گذشته آمده است.

 

 

 

 

 

 

احاديث فقهي

جلسۀ چهارم: ديدگاههاي مختلف در بارۀ تدوين حديث

١/ ٨/ ١٣٨٥

 

1ـ                      مرور .......................................... ٢٠ دقيقه

1ـ1ـ                   حديث همچون يك نقل، و جايگاه و اهميت نقل در فرهنگهاي مختلف

1ـ2ـ                   جايگاه حديث در فرهنگ اسلامي: حفظ حديث، سفرها، وجود متخصصان، رويداد اختلافات پايۀ ميزان توجه بدان...

1ـ3ـ                   ويژگيهاي نقل اسلامي

1ـ3ـ1ـ                       توجه جدي به پديدۀ استناد

1ـ3ـ2ـ                       تقدم ذهني روايت مكتوب نزد مسلمانان، بر روايت شفاهي (قرآن در لوح محفوظ، حديث = امر حادث)

2ـ                      ديدگاه سنتي در بارۀ تدوين (گردآوري، و نگارش و دسته‌بندي حديث) ....... ٣٠ دقيقه

2ـ1ـ                   عناصر اصلي اين ديدگاه

2ـ1ـ1ـ                       مسلمانان از زمان حيات پيامبر (ص)، قدر سخنان ايشان را مي‌دانستند و مي‌نوشتند.

2ـ1ـ2ـ                       پيامبر اكرم (ص)، نخست از نگارش هر چيزي جز قرآن كريم نهي كردند:

2ـ1ـ2ـ1ـ                            لاتكتبوا عني شيئا غير القرآن و من يكتب عني غير القرآن فليحمه (ابوسعيد خدري).

2ـ1ـ2ـ2ـ                            ما اضلوا الامم من قبلكم الا ما اكتتبوا من الكتب مع كتاب الله (ابوهريره).

2ـ1ـ2ـ3ـ                            ان رسول الله امرنا ان لا نكتب شيئا من حديثه (زيد بن ثابت).

2ـ1ـ3ـ                       حكم به جواز كتابت حديث: «كنت نهيتكم عن كتابة الحديث، الا فاكتبوها»

2ـ1ـ4ـ                       عمر دستور منع كتابت حديث را صادر كرد. اين دستور سبب شد كسي روايات را ننويسد.

2ـ1ـ5ـ                       اين امر سبب شد كه جاعلان فرصت يابند و مقدار زيادي حديث جعلي در اين دوره توليد كنند.

2ـ1ـ6ـ                       جاعلان، رواياتي عمدة در فضل بني‌اميه، و ترويج افكار آنها، و توهين به اهل بيت (ع) ساختند.

2ـ1ـ7ـ                       شيعيان هيچ اعتنايي به اين نهي نكردند و به نگارش حديث ادامه دادند.

2ـ1ـ8ـ                       اين وضع تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز (٩٧ـ١٠١ق) ادامه داشت.

2ـ1ـ9ـ                       وي در نامه‌اي به ابن شهاب زهري، عالم بزرگ مكه، دستور داد روايات نبوي جمع و نوشته شوند.

2ـ2ـ                   نقدهاي مطرح در برابر ديدگاه سنتي

2ـ2ـ1ـ                       مي‌شود مسلمانان براي معاصراني بنويسند كه خود هر وقت مي‌خواستند، مي‌توانستند پيامبر (ص) را ببينند؟

2ـ2ـ2ـ                       ضعف روايات دلالت كننده بر رواج نگارش در عصر پيامبر (ص)، حكم به منع كتابت، و سپس حكم به جواز آن

2ـ2ـ3ـ                       مگر امري به اين اهميت مثل حديث، آن قدر سست است كه با حرف عمر، مردم ديگر ننويسند؟

2ـ2ـ4ـ                       روايات دال بر نگارش حديث در زمان پيامبر (ص): كتاب علي، صحيفۀ صادقه، صحيفۀ همام بن منبه

2ـ2ـ5ـ                       اگر شيعه نهي عمر را ناديده مي‌گرفت،  بايد بيش از اين آثار شيعي در بارۀ حديث نبوي بر جاي مي‌ماند.

2ـ2ـ6ـ                       آيا فرهنگ نگارش و ابزارهاي كتابت صدر اسلام، تحمل چنين كتابت گسترده‌اي را داشت؟

3ـ                      برخي ديدگاههاي نوين ................... ٣٠ دقيقه

3ـ1ـ                   ديدگاه گلدسيهر (سير تطور حديث، چ ١٨٩٠م):

3ـ1ـ1ـ                       بيان:

3ـ1ـ1ـ1ـ                            هيچ يك از منابع در بر دارندۀ روايات اسلامي، كهن‌تر از سدۀ ٣ق نيستند.

3ـ1ـ1ـ2ـ                            روايات در حدود ٣٠٠ سال پس از اسلام ساخته، و به پيامبر (ص) نسبت داده شدند.

3ـ1ـ1ـ3ـ                            هدف از انتساب اين روايات، رفع نياز مسلمانان به ايجاد منبعي قابل استناد در برابر قرآن بود.

3ـ1ـ1ـ4ـ                            مسلمانان مشكلات حقوقي زيادي در ادارۀ اجتماع داشتند.

3ـ1ـ1ـ5ـ                            آنها به قانوني متكامل‌تر از آنچه در قرآن آمده است نيازمند بودند.

3ـ1ـ1ـ6ـ                            مسلمانان مي‌خواستند بدين وسيله، برخي آيات قرآن را نسخ شده با حديث اعلام كنند.

3ـ1ـ1ـ7ـ                            كاربرد حديث: شناخت نيازهاي جامعۀ اسلامي در حدود سدۀ ٣ق و انگيزه‌ها به جعل چنين احاديثي

3ـ1ـ2ـ                       نقدها:

3ـ1ـ2ـ1ـ                            با جستجوهاي بيشتر، منابع پيش‌تر از سدۀ ٣ق يافت شده است و اساسا نديدن، دليل بر نبودن نيست.

3ـ1ـ2ـ2ـ                            منابع كهني كه بر جاي مانده‌اند، شايد مسبوق به نقلهاي شفاهي باشند.

3ـ1ـ3ـ                       اين ديدگاه بدبينانه با كمي تفاوت، بعدها در نيمۀ سدۀ ٢٠م توسط جوزف شاخت، برتن، مينگانا و... بازسازي شد.

3ـ2ـ                   ديدگاه فان اس:

3ـ2ـ1ـ                       برخي روايات نبوي با موضوعات كلامي را مي‌توان تا نيمه‌هاي سدۀ ١ق رديابي كرد.

3ـ2ـ2ـ                       مي‌توان احتمال داد روايات دوره‌اي نقل شفاهي را تجربه كرده باشند.

3ـ3ـ                   ديدگاه فؤاد سزگين (سرچشمه‌هاي بخاري، پايان نامۀ دكتراي وي در دانشگاه برلين، نيمۀ دوم سدۀ ٢٠م):

3ـ3ـ1ـ                       گزارشهاي فراواني در روايات اسلامي، خبر از رواج دست‌نوشته‌هايي حديثي در سدۀ ١ق دارند.

3ـ3ـ2ـ                       بر پايۀ اشارات قرآني و روايي موجود، ابزارهاي نگارش در صدر اسلام شناخته بوده‌اند.

3ـ3ـ3ـ                       حكم به مجعول بودن حجم عمدۀ روايات اسلامي به دليل شفاهي بودن، مردود است.

3ـ4ـ                   ديدگاه ينبُل و موتسكي (اخيرا):  تلاش براي تاريخگذاري روايات از روي سندها

 

مآخذ: مدير شانه‌چي، كاظم، علم الحديث، قم، جامعۀ مدرسين، بخش اول؛ موتسكي، هارالد، «جمع قرآن»، ترجمۀ فرهنگ مهروش، منتشر نشده؛ همو، «حديث‌پژوهي در غرب، مقدمه‌اي در بارۀ خاستگاه و نقل حديث»، ترجمۀ مرتضي كريمي نيا، علوم حديث، شم‍ ٣٧ ـ ٣٨، ١٣٨٤ش.

 

 

 

 

احاديث فقهي

جلسۀ ششم: تحمل حديث و آداب نقل آن

١٥/ ٨/ ١٣٨٥

 

 ١.

 مقدمه ..................................................... ٢٠ دقيقه

 

آ.

 مرور: تا كنون دانستيم:

 

 

 

I. حديث چيست.

II. چه جايگاهي در تمدن اسلامي دارد.

III. چه اختلافاتي در ميان محققان بر سر تاريخ نگارش و تدوين آن وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

ب.

بحث امروز: می‌خواهيم بر آداب تحمل حديث مروري داشته باشيم، يعني

 

 

 

I. می‌خواهيم بدانيم براي نقل حديث چه آدابي وجود داشته است.

II. در صورت نقل حديث بر خلاف آن آداب، چگونه با حديث برخورد می‌شده است.

III. در عمل، چه اندازه اين آداب مانع رواج احاديث مجعول شده است.

 

 

 

 

 

 

 

پ.

تعريف تحمل حديث: بخشي از علم الحديث است كه به اين امور می‌پردازد:

 

 

 

I. شرايط افرادي كه قرار است ناقل حديث باشند.

II. شيوه‌هاي مختلف نقل حديث

III. كارهايي كه لازم است انجام دهند تا از نقل درست سند و متن اطمينان حاصل شود.