طرح درس آیات الاحکام ١ (نیمسال اول ١٣٨٤ـ١٣٨٥)                                                           

 

 

برنامه تدريس «آيات الاحكام١»

مقطع تحصيلي: كارشناسي الاهيات (گرايش فقه و مباني حقوق اسلامي)

مدرس: فرهنگ مهروش

سازمان: دانشگاه آزاد اسلامي (واحد آزادشهر)ـگروه الاهيات

زمان: نيمسال تحصيلي اول ١٣٨٤ـ ١٣٨٥

آدرس الكترونيكي مدرس: F.Mehrvash@cgie.org.ir

ساعت ملاقات (با هماهنگي): سه شنبه‌ها، ٣٠: ١٧ـ ٣٠: ١٨

 

 

 

 

 

١ـ     اهداف آموزشي (كه در پايان دوره بايد حاصل شده باشد):

١ـ١ـ        فهم دقيق معناي اصطلاح «آيات الاحكام

١ـ٢ـ        آشنايي با دانش «احكام القرآن، و رسيدن به درك واضحي از جايگاه ميان رشته‌اي آن

١ـ٣ـ        آشنايي با برخي متون كلاسيك در اين زمينه، و توانايي بر خواندن آنها

١ـ٤ـ        آشنايي با شيوۀ استدلال فقهي در تفسير قرآن كريم.

 

٢ـ     آرمانهاي آموزشي (كه علاقه‌مندان بايد بدان دست يابند):

٢ـ١ـ        دست يافتن به فهمي دقيق و كامل از جايگاه قرآن كريم به عنوان يك منبع در فقه اسلامي

٢ـ٢ـ        آگاهي از چگونگي تأثير پيش‌فرضهاي حقوقيـفقهي در فهم قرآن كريم

٢ـ٣ـ        دريافتن تفاوت مكاتب مختلف فقهي در ميزان كاربرد قرآن كريم

 

٣ـ     شيوه تدريس: با توجه به ضعف جدي دانشجويان در مطالعۀ متون كلاسيك، كوشش خواهد شد بيشتر تكيۀ كلاس روي متن درسي (براي معرفي آن، بنگريد به تيتر شمارۀ ٨) باشد. با اين حال در هر جلسه حجم قابل توجهي از وقت به يادكرد آراي محققاني خواهد گذشت كه در متن درسي ديدگاه ايشان مطرح نگشته است. با توجه به محدوديتهاي وقت، كوشش خواهد شد كه تدريس با برنامۀ زمان‌بندي كاملا مطابق پيش رود و در صورت ضيق وقت براي اتمام قرائت و شرح متن درسي، دانشجويان خود موظف به مطالعه، و هماهنگي با مدرس براي رفع اشكال خواهند بود. در برنامۀ درسي، حضور درس، امتحانهاي طول دوره، مطالعۀ جانبي و جز آن هيچ گاه عنصر اختيار دانشجو ناديده گرفته نخواهد شد و در صورت عدم تمايل وي به هماهنگي با برنامه‌ها، هيچ گاه از طريق كسر نمره، يا هر روش ديگري اعمال فشاري صورت نخواهد گرفت. از ديگر سو، تمام وقت و برنامه‌ريزي كلاس متناسب با نياز بهترين دانشجويانـو نه سطح عموميـپي گرفته خواهد شد. با اين همه، مدرس تمامي سعي و هنر خود را به كار خواهد گرفت تا سطح عمومي كلاس نيز خوشايند باشد و عموم دانشجويان با مباحث طرح شده ارتباط برقرار كنند.

دانشجويان متعهد خواهند شد براي فهم بهتر دروس، مباحث را به روش كهن رايج در حوزه‌هاي علميه، با مباحثه بياموزند. بدين منظور لازم است از همان آغاز گروههايي تشكيل دهند و هر هفته ساعاتي را به مباحثۀ درس در گروههاي ٢ تا ٣ نفره بپردازند، هر قسمت از درس را نخست يكي از اعضاي گروه با استفاده از توضيحات مدرس و منابع جنبي معرفي شده در كلاس، همانند مدرس توضيح دهد، ديگران ايراد و اشكال وارد، و سپس متن درس را به دقت مرور كنند. ادارۀ گروه با سرگروهي خواهد بود كه قسمتي از نمرۀ پاياني دانشجو با خود وي است. او در طي گزارشي هفتگي، به نحو مكتوب مدرس را از فعاليت دانشجويان آگاه خواهد ساخت. نيز، در صورتي كه در مديريت، اعمال نفوذ كافي براي جذب دانشجويان نكند و در نتيجه سطح علمي گروه پايين باشد، در پايان دوره از نمرۀ وي خود كاسته خواهد شد.

٤ـ     آيين حضور درس: حضور درس الزامي نيست؛ اجازه گرفتن در هنگام ورود و خروج، يا براي غيبت مرسوم نخواهد بود؛ مستمعان آزاد، براي حضور تا آنجا كه به مدرس مربوط است، منعي ندارند؛ در تمام مدت تدريس هيچ كس حق ايجاد مزاحمت براي درس را نخواهد داشت و در موارد بسيار ضروري، لازم است فقط با مدير محترم اداره امور كلاسها هماهنگ، و از مراجعه شخصي خودداري شود. كلاس تنها در تعطيلات رسمي داير نخواهد گشت و در ساير ايام، بدون در نظر داشتن عرف عمومي، هر گاه غيبت دانشجويان اسباب اخلالي در درس فراهم آورد، به شدت (با كسر ٥ نمره از نمره كل درس به ازاي هر جلسه) برخورد خواهد شد. نظر به ابعاد تفسيري درس، براي هر چه بهتر ارتباط بر قرار كردن دانشجويان با محتواي درس، همراه داشتن قرآن كريم در كلاس درس ضروري است. مدت كلاسها در ايام ماه مبارك رمضان ٨٠ دقيقه، و در ديگر ايام، ١٠٠ دقيقۀ كامل است.

٥ـ     ارزشيابي:

٥ـ١ـ  تاريخ امتحانهاي طول دوره در جدول صفحه بعد اعلام شده است.

٥ـ٢ـ  نحوه امتحانها: امتحانها به صورت تشريحي است. بجز امتحان پايان ترم، در ساير موارد پاسخگويي به پرسشها در منزل، و در ظرف مدت يك هفته انجام خواهد گرفت. در اين پرسشها ذهن دانشجو به چالش كشيده، و از وي تحليل مطالبه خواهد شد. در نخستين امتحان، همراه با برگة امتحاني، ديدگاههاي دانشجو نيز نقد مي‌شود. دانشجو تنها در جلسه بعد، پاسخ مكتوب خود را به نقدها باز مي‌گرداند. پرسشها به گونه‌اي طراحي خواهند شد كه مطالعات شب امتحاني كارساز نباشند و تلاش درسي دراز مدت دانشجو در خلال تحصيل نمايانده شود. نمرة كل دانشجو بر پاية نمرات وي در طول نيمسال محاسبه نمي‌گردد؛ بلكه قوه تحليل، ذهن نقاد، توانايي در نگارش علمي و در نهايت، التفات وي به تفاوت ميان بيان علمي و غيرعلمي مطالب و به بياني گوياتر، ميزان هماهنگي دانشجو با اهداف تعريف شده در آموزش درس با امتحانهاي مختلف كشف مي‌شود. بجز امتحان پايان نيمسال كه از ضوابط اداره امتحانات پيروي خواهد كرد، شركت در امتحانهاي ديگر براي او اختياري خواهد بود. بدين سان، هدف از نمره دادن به برگه‌هاي امتحاني، تنها به دست دادن برآوردي از وضعيت تحصيلي دانشجو به خود او خواهد بود. كاربرد هر گونه كتاب يا جزوه، هر گونه مشورت، يا هر كاري ديگر از اين قبيل در هنگام امتحان مجاز است. در مواردي كه مشاهده شود كسي مطلبي را نوشته است كه خود به درستي از معنايش آگاه نيست، يا رونويسي ناقص و نامفهومي را بدون افزودن تحليل خويش در ميان آورده، يا قولي را به خطا به كسي نسبت داده، از آنجا كه اين كار سرسري و غير مسئولانه در بر دارنده هيچ سودي براي وي نيست و گونه‌اي توهين به مدرس است، برگة وي تصحيح نخواهد شد. در برابر، دانشجويان نيز اخلاقاً موظفند از انتقاد علمي و ارزشيابي مدرس فرونگذارند. افزون بر دو نوبت امتحان، در سومين جلسۀ باقي مانده تا آخر دوره (اعلام شده در جدول زمان‌بندي (تيتر شمارۀ ٧))، نمونه‌هايي از پرسشهاي امتحاني به دانشجويان ارايه خواهد شد؛ باشد كه بهتر بتوانند براي امتحان پاياني با نحوۀ طرح پرسشها تفاهم برقرار كنند.

٥ـ٣ـ  بارم نمره‌ها:

٥ـ٣ـ١ـ              نمره‌هاي اصلي: امتحان پايان ترم: مباحثه: ٣٠ نمره، ٥٠ نمره، رعايت شئون دانشوري: ٢٠ نمره [جمعا ١٠٠ نمره].

٥ـ٣ـ٢ـ              نمره‌هاي ارفاقي: امتحان ماهانه: ٢٠ نمره، امتحان ميان ترم: ٣٠ نمره، حضور فعال و پرسشگري در كلاس، يا هر كار ديگري كه زمينه‌ساز مطالعۀ مدرس و آگاهيش از نقاط ضعف خود شود: ١٠ نمره، ارتباط خارج از كلاس با مدرس: ١٠ نمره، كار مطالعاتي: ٢٠ نمره.

نمره‌ها بر مبناي ١٠٠ محاسبه خواهد شد. نمرۀ مباحثه توسط مديران هر گروه مباحثه داده خواهد شد. مراد از رعايت شئون دانشوري، آموختن شيوه بحث و انتقاد صريح و بي‌تملق در عين رعايت احترام، دوري جستن از شيوه‌هاي بيان عوامانه و غير علمي مباحث، دوري جستن از كارهاي بي‌ضابطه و نگرشهاي سرسري به مسايل، و بي‌دقتي در زمينه مطالب اعلام شده در باره درس، امتحان، محل برگزاري درس و هر امري مانند آنهاست. كار مطالعاتي دانشجو نيز، مي‌تواند نگارش يك برگه تحقيقاتي (در حدود ٤٠٠ـ ٨٠٠ كلمه)، ترجمه يك متن لاتين يا عربي (با حجمي در حدود ٣٠٠٠ كلمه) و خلاصه‌اي (در حدود ٢٠٠٠ كلمه) از يك مقاله يا بخشي از كتابي (با حجمي در حدود ١٠٠ صفحه باشد). در هر مورد، بهتر است نخست با مدرس نيز مشورت به انجام رسد. بجز اينها موضوعهاي ديگري نيز در سطور بعد پيشنهاد شده است. از پيشنهادهاي دوستان هم استقبال خواهد شد.

٦ـ     كار مطالعاتي: هدف از كار مطالعاتي، ايجاد زمينه براي تلاش علاقه‌مندان در آموختن نگارش علمي، به كار بردن صحيح و استاندارد اصطلاحات و تمرين تحقيق است. پاسخ به هر گونه پرسشي در بارۀ كار مطالعاتي، از طريق تماس الكتروني (ايميل)، يا مراجعۀ حضوري (با هماهنگي قبلي) در ساعت معين، پي گرفته خواهد شد.

محورهاي پيشنهادي براي كار مطالعاتي:

معرفي احكام القرآن شافعي، معرفي فقه القرآن قطب راوندي، بررسي امكان صحت انتساب نگارش تفسيري در بارۀ آيات الاحكام توسط محمد بن سائب كلبي در سدۀ ٢م هجري قمري، انگيزۀ نگارش كتابهاي مستقل در بارۀ احكام القرآن توسط فقيهان سدۀ ٣ق، جايگاه فرهنگ عرب پيش از اسلام در تشريع احكام، جايگاه قرآن كريم به عنوان يك منبع در فقه اسلامي، دريافتن تفاوت مكاتب مختلف فقهي در ميزان كاربرد قرآن كريم، نمونه‌هايي از تأثير پيش‌فرضهاي حقوقي فقيهان بر برداشت ايشان از قرآن كريم، دسته‌بندي آيات مورد استناد فقيهان در ابواب مختلف فقهي بر حسب ميزان دلالت آيه بر امور پذيرفته در عرف عرب صدر اسلام.

٧ـ     برنامه زمان‌بندي:

 

 

جلسۀ

تاريخ

موضوع اصلي بحث

برنامه هاي جانبي

اول

٤/ ٧/

آشنايي با دانشجويان و اعلام برنامه ها

 

دوم

١١/ ٧/

قاعدۀ كلي وفاي به عقود

 

سوم

١٨/ ٧/

 

چهارم

٢٥/ ٧/

اجاره

 

پنجم

٢/ ٨/

شركت، مضاربه

توزيع برگه‌هاي امتحان ماهانۀ اول

ششم

٩/ ٨/

ابضاع، ايداع، عاريه

 

هفتم

١٦/ ٨/

سبق، رمايه، شفعه، لقطه

 

هشتم

٢٣/ ٨/

غصب، اقرار

 

نهم

٣٠/ ٨/

عطاياي منجزه

توزيع برگه‌هاي امتحان ميان ترم

٧ / ٩/ـسالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع)ـتعطيل

دهم

١٤/ ٩/

نذر

 

يازدهم

٢١/ ٩/

 

دوازدهم

٢٨/ ٩/

عهد

 

سيزدهم

٥/ ١٠/

توزيع نمونۀ سؤالات امتحاني

چهاردهم

١٢/ ١٠/

عتق

نظرسنجي آموزشي

پانزدهم

١٩/ ١٠/

تقدير از دانشجويان برتر

 

٨ـ     منابع:

٨ـ١ـ  توضيحات:

٨ـ١ـ١ـ   اين منابع براي مطالعه علاقه‌مندان معرفي شده‌اند و به طبع حجم منابع بسيار بيش از اينهاست.

٨ـ١ـ٢ـ   حجم قابل توجهي از منابع در كتابخانه دانشگاه آزاد اسلامي واحد آزادشهر به صورت نسخه كاغذي يا ديجيتال موجود است.

٨ـ١ـ٣ـ   كار مطالعاتي دانشجويان، ترجيحا در ارتباط با همين منابع تعريف خواهد شد.

٨ـ١ـ٤ـ   افزون بر اينها، به تناسب موضوعات جزيي‌تر، همواره منابعي نيز در كلاس معرفي مي‌گردد.

٨ـ١ـ٥ـ   براي آشنايي دانشجويان به قطعاتي از متون تفسيري، گزيده‌اي از آنها متنها تهيه شده، و در ضمن تدريس مبناي كار خواهد بود. اين مجموعه با نام «متن درسي آيات الاحكام١ـ، برگرفته از كتاب زبدةالبيان في احكام القرآن» از طريق كتابفروشي دانشگاه قابل دسترسي است.

٨ـ٢ـ  معرفي منابع:

ابن عربي، محمد بن عبدالله، احكام القرآن، به كوشش محمد عبدالقاد عطا، بيروت، دارالكتب العلميه، ١٤٠٨ق/١٩٩٨م؛ استرآبادي، محمد بن علي، آيات الاحكام، به كوشش محمدباقر شريف زاده، تهران، معراجي؛ ايازي، محمدعلي، فقه پژوهي قرآني: درآمدي بر مباني نظري آيات الاحكام، قم، بوستان كتاب، ١٣٨٠ش؛‌ برقعي، ابوالفضل، رسالة احكام القرآن، تهران، عطايي؛ جصاص، احمدبن‌علي، احكام القرآن، بيروت، دارالكتاب العربي، ١٤١٧ق/ ١٩٩٧م؛ خزائلي، محمد، احكام قرآن، تهران، جاويدان، ١٣٦١ش؛ شافعي، محمد بن ادريس، احكام القرآن، به كوشش عبدالغني عبدالخالق، بيروت، دارالكتب العلميه، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ صابوني، محمدعلي، تفسير آيات الاحكام من القرآن، حلب، دارالقلم العربي، ١٤١٤ق/ ١٩٩٣م؛ فضل‌الله، محمدحسين، من وحي‌القرآن، بيروت، ١٤٠٥ق؛ قرباني لاهيجي، زين‌العابدين،‌ تفسير جامع آيات الاحكام، قم، سايه، ١٣٧٤ش؛ قرطبي،‌ محمد بن احمد، الجامع لاحكام القرآن، قاهره، دارالشعب، ١٣٧٢ق؛ قطب راوندي، سعيد، فقه القرآن، به كوشش احمد حسيني، قم، ١٤٠٥ق؛ كياهراسي، علي بن محمد،‌ احكام القرآن، بيروت، دارالكتب العلميه، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ گرجي، ابوالقاسم، آيات الاحكام (حقوقي و جزائي)، تهران، ميزان، ١٣٨٣ش؛ مديرشانه‌چي، كاظم، آيات الاحكام، تهران، سمت، ١٣٧٨ش؛ مقداد بن عبدالله سيوري، كنزالعرفان في فقه القرآن، همراه با شرح عبدالرحيم عقيقي بخشايشي، قم، دفتر نشر نويد اسلام، ١٤٢٢ق/ ١٣٨٠ش؛ مقدس‌اردبيلي، احمدبن‌محمد، زبدة البيان في احكام القرآن، به كوشش محمدباقر بهبودي، تهران، مرتضوي؛ ميرخاني، احمد، آيات الاحكام، بي‌جا، نشر محمد، ١٣٦٦ش.

 

 

 

آيات الاحكام١

جلسۀ دوم: قاعدۀ كلي وفاي به عقود

١١/ ٧/ ١٣٨٤

 

 

  

١ـ مقدمه: آشنايي با احكام القرآن

١ـ١ـ         اولين مؤلف:

١ـ١ـ١ـ                بنا به قول مشهور شافعي است.

١ـ١ـ٢ـ                آغاز تأليف در بارۀ آن به سدۀ ٢ق باز مي‌گردد: احكام القرآن محمد بن سائب كلبي

١ـ١ـ٣ـ                كتابها در اين باره:

١ـ١ـ٣ـ١ـ                 عنوانها: فقه القرآن، شرح آيات الاحكام و احكام القرآن

١ـ١ـ٣ـ٢ـ                 تفاوت نگارشهاي شيعه و سني

١ـ١ـ٣ـ٢ـ١ـ                 اهل تشيع بيشتر ٢ عنوان نخست، و اهل سنت عنوان سوم را به كار برده‌اند.

١ـ١ـ٣ـ٢ـ٢ـ                 اهل سنت بيشتر آيات الاحكام را به ترتيبي كه در قرآن مطرح شده، مطرح كرده‌اند.

١ـ١ـ٣ـ٢ـ٣ـ                 شيعيان در آثار خويش بيشتر به ترتيب مطرح شدن آيات در آثار فقهي نظر داشته‌اند.

٢ـ قاعدۀ كلي وفاي به عقود:

٢ـ١ـ         مقدمۀ اول: آشنايي با مفهوم تأسيس و امضا

٢ـ١ـ١ـ                نمونه‌هايي از احكام تأسيسي: حرمت نكاح شغار، حكم حجاب، وجوب ايستادن رو به كعبه در نماز

٢ـ١ـ٢ـ                نمونه‌هايي از احكام امضايي: اعتبار ايجاب و قبول در عقد، حليت بيع، عقد صلح، عقد اجاره، ختنۀ اطفال...

٢ـ١ـ٣ـ                اهميت بحث: اگر كشف شود حكمي امضايي است، به معناي آن است كه مسئله از مواردي است كه از جانب شارع به عقول مردمان وانهاده شده، و از اين روي مي‌توان همگام با تحولات اجتماعي در آن حكم دست برد و تغيير ايجاد كرد؛ اما اگر حكمي تأسيسي باشد، به معناي آن است كه شارع مقدس مستقلا در بارۀ آن اعمال رأي كرده و به عقول و عرف زمان واننهاده است.

٣ـ مقدمۀ ٢م: معناي لزوم و جواز

٣ـ١ـ         تعريفات:

٣ـ١ـ١ـ                لزوم: صفت كليۀ عقودي است كه شخص به ارادۀ خود نتواند آن را فسخ كند (مادۀ ١٥٨ قانون مدني)

٣ـ١ـ٢ـ                معناي اصالة اللزوم: هر گاه شك كرديم كه عقد لازم است يا جايز، اصل بر لازم بودن آن است.

٣ـ١ـ٣ـ                جواز، عكس لزوم است.

٣ـ٢ـ         مثال

٣ـ٢ـ١ـ                براي عقود لازم: عقد نكاح، عقد بيع، اجاره...

٣ـ٢ـ٢ـ                براي عقود جايز:

٣ـ٢ـ٢ـ١ـ                 جواز از يك طرف: عقد رهن از طرف راهن لازم، و از طرف مرتهن جايز است.

٣ـ٢ـ٢ـ٢ـ                 جواز از ٢ طرف: عطيه (هبۀ غير معوضه)

٤ـ اختلاف حقوقدانان و فقيهان در بارۀ تأسيسي يا امضايي بودن لزوم بيع

٤ـ١ـ         حقوقدانان معتقدند: حتي در جوامع غير اسلامي نيز بر پايۀ عقول عموم قاعدۀ لزوم بيع جاري است.

٤ـ٢ـ         فقيهان براي اثبات لزوم بيع، به مستندات قرآني و روايي (از جملۀ آيۀ نخست سورۀ مائده) استناد مي‌كنند.

 

 

 

 

 

مآخذ: ابن عربي، ابوبكر، احكام القرآن؛ بجنوردي، حسن، القواعد الفقهيه؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامي، «آيات الاحكام»، «احكام القرآن»؛ دانشنامۀ جهان اسلام، «تأسيس»؛ گرجي، ابوالقاسم، آيات الاحكام (حقوقي و جزايي)

 

 

 

 

 

آيات الاحكام١

جلسۀ سوم: ادامۀ بحث در بارۀ‌ قاعدۀ كلي وفا به عقود

١٨/ ٧/ ١٣٨٤

فرارسيدن ماه مبارك رمضان تهنيت بادـبا آرزوي قبولي طاعات و عبادات.

 

 

١ـ                       مروري بر مباحث هفتۀ گذشته

١ـ١ـ          معناي صحت و لزوم عقد

١ـ٢ـ          بنا به نظر فقيهان اصالت لزوم عقود يك حكم تأسيسي و از ديد حقوقدانان امضايي است.

٢ـ                       ادامۀ مباحث مقدماتي:

٢ـ١ـ          تفاوت لزوم حقي و لزوم حكمي

٢ـ١ـ١ـ                   مقايسۀ عقود از نظر امكان فسخ

٢ـ١ـ١ـ١ـ     برخي عقود به صرف نارضايتي شخص بدون رضايت طرف مقابل قابل فسخ است‌ (مثل عطيه)

٢ـ١ـ١ـ٢ـ     برخي عقود بعد از انعقاد، با رضايت طرف مقابل قابل فسخ است (اجاره، بيع)

٢ـ١ـ١ـ٣ـ     برخي عقود در صورت انعقاد و رضايت هر ٢ طرف به فسخ، باز هم قابل فسخ نيست (نكاح).

٢ـ١ـ٢ـ                   لزوم حقي: آن گونه از لزوم عقد كه با اعمال حق خيار قابل تبديل به جواز باشد.

٢ـ١ـ٣ـ                   لزوم حكمي: لزوم عقدي را گويند كه در هيچ حالت قابل تبديل به جواز نيست.

٢ـ٢ـ          تفاوت وجوب تكليفي و وجوب وضعي

٢ـ٢ـ١ـ                   گاه در اصطلاح فقيهان مراد از واجب بودن كاري، حرام بودن ترك آن است (وجوب امساك در ماه رمضان).

٢ـ٢ـ٢ـ                   گاه وجوب را به معناي صحت، شرطيت و... به كار مي‌برند (وجوب مسح در وضو = شرط بودن آن در صحت).

٣ـ                       دلايل قرآني فقيهان شيعه در اثبات قاعدۀ «اصالت لزوم عقود»:

٣ـ١ـ          در سورۀ مائده، آمده است كه: يا ايها الذين آمنوا، اوفوا بالعقود.

٣ـ٢ـ          امر به «وفا به عقود»، دلالت به وجوب آن دارد.

٣ـ٣ـ          فرض اول:

٣ـ٣ـ١ـ                   مراد از وجوب در آيه، وجوب تكليفي است.

٣ـ٣ـ٢ـ                   وفا به عقود، واجب تكليفي است.

٣ـ٣ـ٣ـ                   معناي وفا، پابندي هميشگي به يك قرارداد است.

٣ـ٣ـ٤ـ                   مراد شارع، امر مكلفان به پابندي به قراردادها بوده، مگر آن كه به دليلي ثانوي در مورد يك قرارداد خاص خلاف اين ثابت شود. اين همان اصالت لزوم عقود است، يعني يك قرارداد لازم و واجب الوفاء است، الا ما اخرجه الدليل.

٣ـ٤ـ          فرض دوم:

٣ـ٤ـ١ـ                   مراد از وجوب در آيه، وجوب وضعي است.

٣ـ٤ـ٢ـ                   وجوب وفا به عقود، به معناي صحت وفا به عقد از نظر شارع است.

٣ـ٤ـ٣ـ                   مراد شارع، آن بوده است كه مكلفان اگر در عقدي وفاداري به خرج دهند، كاشان مشروع است.

٣ـ٤ـ٤ـ                   از اين آيه، قاعدۀ صحت عقود استنباط مي‌شود.

٣ـ٥ـ          نكته: برخي مراد از وفا را لزوم پابندي به عقد براي هميشه معنا نكرده، و يك بار امتثال مفاد عقد را براي حكم به روي دادن وفا كافي شمرده‌اند. اگر وفا اينچنين معنا شود، باز با نظر به احتمال هر ٢ معناي وجوب وضعي و تكليفي از امر در آيه، ٢ استدلال جديد پيش روي خواهد بود. بحث در اين باره از حوصلۀ كلاس خارج است. علاقه‌مندان مي توان به منابع مفصل‌تر مراجعه كنند.

٤ـ                       اشاراتي به دلايل فقيهان اهل سنت:

٤ـ١ـ          در سورۀ مائده، آمده است كه: يا ايها الذين آمنوا، اوفوا بالعقود.

٤ـ٢ـ          احتمالها در معناي عقد:

٤ـ٢ـ١ـ                   مراد از عقد، عهد انسان با خودش، ديگران يا با خداست.

٤ـ٢ـ٢ـ                   مراد، قراردادهاي خاصي در عصر جاهليت است (بيع، شركت،‌ نكا؛ يمين، حلف).

٤ـ٣ـ          امر به «وفا به عقود»، دلالت به وجوب آن دارد.

٤ـ٤ـ          مراد، وجوب وفا به هر قراردادي است:

٤ـ٤ـ١ـ                   بنا به ٤ـ٢ـ١، چون عقود مطلق عنوان شده، عقد خاصي مراد نيست و هر گونه‌اش واجب الوفاست.

٤ـ٤ـ٢ـ                   بنا به ٤ـ٢ـ٢، وقتي عقد جاهليت واجب الوفا باشد، به طريق اولي عقود ميان مسلمانان واجب الوفاست.

٤ـ٥ـ          مراد شارع، امر مكلفان به پابندي به قراردادها بوده، مگر آن كه به دليلي ثانوي در مورد يك قرارداد خاص خلاف اين ثابت شود. اين همان اصالت لزوم عقود است، يعني يك قرارداد لازم و واجب الوفاء است، الا ما اخرجه الدليل.

 

 

مآخذ: ابن عربي، ابوبكر، احكام القرآن؛ بجنوردي، حسن، القواعد الفقهيه؛ گرجي، ابوالقاسم، آيات الاحكام (حقوقي و جزايي).

 

 

 

 

آيات الاحكام١

جلسۀ چهارم: ادامۀ بحث در بارۀ‌ قاعدۀ كلي وفا به عقود

٢٥/ ٧/ ١٣٨٤

 

 

١ـ                        مروري بر مباحث گذشته (اثبات قرآني قاعدۀ اصالت لزوم عقود)

١ـ١ـ          دلايل شيعيان

١ـ١ـ١ـ                   اگر مراد از وجوب، وجوب تكليفي باشد و مراد از وفا، پابندي دائم به مفاد قرارداد، قاعدۀ اصالت لزوم عقود ثابت مي‌شود.

١ـ١ـ٢ـ                   اگر مراد از وجوب، وجوب وضعي باشد و مراد از وفا، مطلق پابندي اعم از دائم يا غير آن، قاعدۀ صحت عقود ثابت مي شود.

١ـ٢ـ          دلايل اهل سنت

١ـ٢ـ١ـ                   در سورۀ مائده، آمده است كه: يا ايها الذين آمنوا، اوفوا بالعقود.

١ـ٢ـ٢ـ                   احتمالها در معناي عقد:

١ـ٢ـ٢ـ١ـ     مراد از عقد، عهد انسان با خودش، ديگران يا با خداست.

١ـ٢ـ٢ـ٢ـ     مراد، قراردادهاي خاصي در عصر جاهليت است (بيع، شركت،‌ نكا؛ يمين، حلف).

١ـ٢ـ٣ـ                   امر به «وفا به عقود»، دلالت به وجوب آن دارد.

١ـ٢ـ٤ـ                   مراد، وجوب وفا به هر قراردادي است:

١ـ٢ـ٤ـ١ـ     بنا به ١ـ٢ـ٢ـ١، چون عقود مطلق عنوان شده، عقد خاصي مراد نيست و هر گونه‌اش واجب الوفاست.

١ـ٢ـ٤ـ٢ـ     بنا به ١ـ٢ـ٢ـ٢، وقتي عقد جاهليت واجب الوفا باشد، به طريق اولي عقود ميان مسلمانان واجب الوفاست.

١ـ٢ـ٥ـ                   مراد شارع، امر مكلفان به پابندي به قراردادها بوده، مگر آن كه به دليلي ثانوي در مورد يك قرارداد خاص خلاف اين ثابت شود. اين همان اصالت لزوم عقود است، يعني يك قرارداد لازم و واجب الوفاء است، الا ما اخرجه الدليل.

٢ـ                        نقد دلايل فقيهان

٢ـ١ـ          بحث در بارۀ معناي عقود در قرآن كريم

٢ـ١ـ١ـ                   در قرآن كريم تنها يك مورد اصطلاح عقود به كار رفته است.

٢ـ١ـ٢ـ                   در متون ما قبل از سدۀ ٤ـق، همچون صحيح بخاري، كافي كليني و... هيچ گاه واژۀ عقود به معناي پيمان تجاري و مانند آن به كار نرفته است.

٢ـ١ـ٣ـ                   عمدۀ مفسران سده‌هاي نخست، آن گونه كه در تفسير طبري منعكس شده است، عقود را «عهود» معنا كرده‌اند.

٢ـ١ـ٤ـ                   به نظر مي‌آيد در فهم معناي عهود نيز ما دچار اشباه شده‌ايم.

٢ـ١ـ٥ـ                   «عهد» در قرآن كريم هر جا به كار رفته، به معناي پيمانهاي مقدس است.

 

 

 

امتحان ماهانۀ اول

آيات الاحكام١

مدرس: فرهنگ مهروش

نام و نام خانوادگي ...............................................

نمرۀ واقعي اول ...................................................

نمرۀ واقعي نهايي ................................................

نمرۀ رسمي ........................................................

تاريخ امتحان: ٨/ ٨/ ١٣٨٤

 

 

 

دانشجوي گرامي،

با سلام و آرزوي توفيق، خواهشمندم پيش از پاسخ به پرسشها، توضيحات اين چند خط را با دقت بخوانيد.

به پرسشهاي ١ـ5، همگي، پاسخ دهيد. اين امتحان تا سقـف ١٠ نمرۀ مثبت (از ١٠٠ نمره) به نمرۀ پاياني شما خواهد افزود و از آن هيچ نخواهد كاست. فلسفۀ آن آگاهي يافتن من و شما از نقاط قوت و ضعف خويش، و تمريني براي نگارش علمي، نقادي و نقدپذيري است. خواهشمندم در شرايط بي‌علاقگي، كسالت، يا هر عذر ديگري از اين دست، هيچ ننويسيد و وقتي زنده را بدان اختصاص دهيد.

پاسخهاي شما تنها هفتۀ بعد از امتحان دريافت خواهد شد. در صورت نياز به مشورت مدرس در طول اين هفته، مي‌توانيد از طريق پست الكتروني (ايميل)، پرسشهاي خود را با او در ميان گذاريد. هفته‌اي پس از دريافت برگه‌هاي شما، مدرس نقد خويش را نسبت به پاسخها باز مي‌نمايد و آن گاه در پي رفع اشكالات از جانب شما، نمرۀ نهايي منظور خواهد شد.

هر گاه در اين امتحان قادر به كسب نمرۀ واقعي بالاتر از ٨٥ (از ١٠٠ نمره) شويد، آگاهيهاي شما در حد يك دانشجوي خوب رشتۀ الاهيات است. دانشجوياني كه نمره‌اي ميان ٦٠ تا ٨٥ كسب كنند، آنچه را كه از يك دانشجوي متوسط رشتۀ الاهيات انتظار مي‌رود برآورده‌اند. افزون بر «نمرۀ واقعي»، «نمرۀ رسمي» نيز برايتان ثبت خواهد افتاد كه نشان مي‌دهد پايان نيمسال با چنين گونه پاسخي به پرسشها، در حدود چه نمره‌اي به ادارۀ امتحانات گزارش خواهد گشت. نمرۀ رسمي، به هيچ روي نشانگر بنيۀ علمي شما نيست و نمرۀ مثبتي كه به تلاشتان تعلق مي‌گيرد، بر آن پايه نخواهد بود.

لازم است پاسخ شما معلوم كند كه درس را فهميده‌ايد. كليۀ مطالب تنها با انشاي شخص شما نوشته شده باشند. بدين سان، از آوردن كلمات و جملاتي كه خود معناي آن را نفهميده‌ايد به شدت پرهيز كنيد و در اين زمينه تا حد ممكن سختگير باشيد؛ چرا كه در اين صورت به برگۀ شما نمرۀ واقعي (و نه رسمي) صفر تعلق خواهد گرفت. مطمئن باشيد پرسشها به گونه‌اي طراحي شده‌اند كه براي دست‌يابي به اين اهداف، مطالعۀ صرف آن پاره از كتاب كه در بردارندۀ توضيحاتي در بارۀ مطلب است بسنده نخواهد بود. بر پايۀ همين منطق، لازم است از رونويسي مطالب كتابها و نگارش استدلالي بجز آنچه خود بدان معتقديد و مي‌توانيد پس از استمرار بحث حضوري و روياروي از آن دفاع كنيد، جدا بپرهيزيد؛ چرا كه سودي برايتان ندارد، وقت مدرس را مي‌گيرد و ازيرا گونه‌اي توهين به وي تلقي خواهد شد.

در پاسخ به اين پرسشها، كاربرد منابعي كه در خلال درس معرفي شده، گر چه ضروري نيست، بسيار مفيد است. لازم است وقتي مطلبي را از كسي نقل مي‌كنيد، حتما به گونه‌اي دقيق به آثار وي ارجاع دهيد. افزون بر اين، لازم است منابع خود را در پاسخگويي به سؤال ياد كنيد. كاربرد منابع دست اول به دريافت نمره‌هاي ارفاقي خواهد انجاميد. به هر روي، ارجاع بايد به گونه‌اي باشد كه مدرس بتواند با مراجعه به منبع، مطلب را بيابد. بدين سان افزون بر جلد و صفحه، يادكرد مشخصات نشر كتابها نيز لازم است.

حتما برگۀ پرسشها را به پاسخنامۀ خود ضميمه، و شمارۀ پرسش را در پاسخ قيد كنيد. تنها بر برگۀ سفيد آـ ٤ و تنها با خودكار مشكي بنويسيد. لازم است نوشتۀ شما از طرف راست ٨ سانتي‌متر حاشيه داشته باشد و در هر صفحه بيش از ١٥ خط نوشته نشود. مشخصات خود را تنها در كادر پيش‌بيني شده بنويسيد. جز منگنه كردن، هيچ روش ديگري را براي به هم پيوستن برگه‌هاي خود، كار نگيريد و از افزودن شيرازه و طلق ومانند آنها خودداري كنيد. جز اين، برگۀ امتحاني از شما گرفته نخواهد شد.

رعايت حجم پاسخها بر پايۀ همان مقدار كه براي هر سؤال مجاز دانسته شده، ضروري است. اگر كمتر از حجم ياد شده نيز توضيح دهيد، بدان معناست كه مطلب بيشتري براي بيان در خاطر نداشته‌ايد و اگر بيشتر بنويسيد، بدان معناست كه (با فرض درست بودن پاسخ) در بيان آنچه فهميده‌ايد ضعف داريد. بدين سان، لازم خواهد شد هم فشرده نويسي و هم نگارش ضابطه‌مند را تمرين كنيد. پيش از پاكنويس كردن پاسخها، در موارد ترديد براي رفع غلطهاي املايي به فرهنگ لغت مراجعه كنيد. غلط املايي در شأن دانشجو نيست و در صورت مشاهده، نمرۀ (واقعي) صفر منظور خواهد شد.

بكوشيد چينش مطالب در نوشتۀ شما از يك نظم منطقي برخوردار باشند؛ چنان كه خواننده به آسودگي بتواند استدلالهايتان را دنبال كند. رعايت علايم نگارشي (نقطه، ويرگول، علامت تعجب، نقطه‌ويرگول، علامت سؤال، گيومه، پرانتز، تورفتگي آغاز پاراگراف...) ضروري است.

موفق باشيد.

 

١ـ تفاوتهاي مهم و بنيادين آثار عالمان شيعي و سني در زمينۀ آيات الاحكام چيست؟ (حدود ٥٠ ـ ٧٥  كلمه، ١٥ نمره).

٢ـ استناد عالمان شيعه به آيۀ نخست سورۀ مائده، در اثبات قاعدۀ اصالت لزوم عقود، حول بحث در بارۀ چه محورهايي مي‌گردد؟ بدون يادكرد استدلالها، تنها به آن محورها اشاره كنيد (٥٠ ـ ٧٥  كلمه، ١٥ نمره).

٣ـ بر پايۀ ملاك تأسيس و امضا، توضيح دهيد كه يك فقيه به استناد كدامين مباني مي‌تواند معتقد باشد كه «لازم است مشروعيت عقود، بر يك دليل شرعي مبتني شود»؟ (٥٠ـ١٠٠ كلمه، ٢٠ نمره).

٤ـ حقوقدانان معتقد به جريان عرف در قواعد عمومي قراردادها و عدم لزوم ارجاع به شرع براي كشف مشروعيت آنها، چه استدلالهايي دارند؟ قضاوت خود را نيز دراين باره بيان كنيد (حدود ٤٠٠ ـ ٦٠٠ كلمه، ٣٠ نمره).

٥ـ ديدگاه مهروش در باب معناي «عقود» در آيۀ نخست سورۀ مائده چيست؟ تا چه اندازه مي‌توان برداشت عمومي فقيهان پيشين را در باب معناي اين واژه در آيۀ ياد شده، صحيح دانست؟ استنادات خود را به تفصيل بيان، و ميان ٢ ديدگاه داوري كنيد (حدود ١٥٠ـ ٢٠٠ كلمه، ٢٠ نمره).

 

 

 

 

 

امتحان ميان ترم

نام و نام خانوادگي ............................................

نام درس: آيات الاحكام١

مدرس: فرهنگ مهروش

نمرۀ واقعي ................... از صد (........... از  بیست).

نمرۀ رسمي ................................. از بيست نمره.

تاريخ امتحان: ٢٤/ ٩/ ١٣٨٤

تاريخ بازپس گرفتن برگه‌ها: ٤/ ١٠/ ١٣٨٤

 

 

 

 

دانشجوي گرامي،

با سلام و آرزوي توفيق، خواهشمندم پيش از پاسخ به پرسشها، توضيحات اين چند خط را با دقت بخوانيد.

به پرسشهاي ١ـ ٤ همگي پاسخ دهيد. اين امتحان تا سقـف ٣٠ نمرۀ مثبت (از ١٠٠ نمره) به نمرۀ پاياني شما خواهد افزود و از آن هيچ نخواهد كاست. فلسفۀ آن آگاهي يافتن من و شما از نقاط قوت و ضعف خويش، و تمريني براي نگارش علمي، نقادي و نقدپذيري است. خواهشمندم در شرايط بي‌علاقگي، كسالت، يا هر عذر ديگري از اين دست، هيچ ننويسيد و وقتي زنده را بدان اختصاص دهيد.

پاسخهاي شما تنها هفتۀ بعد از امتحان دريافت خواهد شد. در صورت نياز به مشورت مدرس در طول اين هفته، مي‌توانيد از طريق پست الكتروني (ايميل)، پرسشهاي خود را با او در ميان گذاريد.

هر گاه در اين امتحان قادر به كسب نمرۀ واقعي بالاتر از ٨٥ (از ١٠٠ نمره) شويد، آگاهيهاي شما در حد يك دانشجوي خوب رشتۀ الاهيات است. دانشجوياني كه نمره‌اي ميان ٦٠ تا ٨٥ كسب كنند، آنچه را كه از يك دانشجوي متوسط رشتۀ الاهيات انتظار مي‌رود برآورده‌اند.

افزون بر «نمرۀ واقعي»، «نمرۀ رسمي» نيز برايتان ثبت خواهد افتاد كه نشان مي‌دهد پايان نيمسال با چنين گونه پاسخي به پرسشها، در حدود چه نمره‌اي به ادارۀ امتحانات گزارش خواهد گشت. نمرۀ رسمي، به هيچ روي نشانگر بنيۀ علمي شما نيست و نمرۀ مثبتي كه به تلاشتان تعلق مي‌گيرد، بر آن پايه نخواهد بود.

لازم است پاسخ شما معلوم كند كه درس را فهميده‌ايد. كليۀ مطالب تنها با انشاي شخص شما نوشته شده باشند. بدين سان، از آوردن كلمات و جملاتي كه خود معناي آن را نفهميده‌ايد به شدت پرهيز كنيد و در اين زمينه تا حد ممكن سختگير باشيد؛ چرا كه در اين صورت به برگۀ شما نمرۀ واقعي (و نه رسمي) صفر تعلق خواهد گرفت. مطمئن باشيد پرسشها به گونه‌اي طراحي شده‌اند كه براي دست‌يابي به اين اهداف، مطالعۀ صرف آن پاره از كتاب كه در بردارندۀ توضيحاتي در بارۀ مطلب است بسنده نخواهد بود. بر پايۀ همين منطق، لازم است از رونويسي مطالب كتابها و نگارش استدلالي بجز آنچه خود بدان معتقديد و مي‌توانيد پس از استمرار بحث حضوري و روياروي از آن دفاع كنيد، جدا بپرهيزيد؛ چرا كه سودي برايتان ندارد، وقت مدرس را مي‌گيرد و ازيرا گونه‌اي توهين به وي تلقي خواهد شد.

در پاسخ به اين پرسشها، كاربرد منابعي كه در خلال درس معرفي شده، گر چه ضروري نيست، بسيار مفيد است. لازم است وقتي مطلبي را از كسي نقل مي‌كنيد، حتما به گونه‌اي دقيق به آثار وي ارجاع دهيد. افزون بر اين، لازم است منابع خود را در پاسخگويي به سؤال ياد كنيد. كاربرد منابع دست اول به دريافت نمره‌هاي ارفاقي خواهد انجاميد. به هر روي، ارجاع بايد به گونه‌اي باشد كه مدرس بتواند با مراجعه به منبع، مطلب را بيابد. بدين سان افزون بر جلد و صفحه، يادكرد مشخصات نشر كتابها نيز لازم است.

حتما: ١) برگۀ پرسشها را به پاسخنامۀ خود ضميمه، و شمارۀ پرسش را در پاسخ قيد كنيد؛ ٢) تنها بر برگۀ سفيد ٤ـ و تنها با خودكار مشكي بنويسيد؛ ٣) لازم است نوشتۀ شما از طرف راست ٨ سانتي‌متر حاشيه داشته باشد و در هر صفحه بيش از ١٥ خط نوشته نشود؛ ٤) مشخصات خود را تنها در كادر پيش‌بيني شده بنويسيد؛ ٥) جز منگنه كردن (تنها از محل مشخص شده)، هيچ روش ديگري را براي به هم پيوستن برگه‌هاي خود، كار نگيريد و از افزودن شيرازه و طلق ومانند آنها خودداري كنيد. جز اينها، برگۀ امتحاني از شما گرفته نخواهد شد.

رعايت حجم پاسخها بر پايۀ همان مقدار كه براي هر سؤال مجاز دانسته شده، ضروري است. اگر كمتر از حجم ياد شده نيز توضيح دهيد، بدان معناست كه مطلب بيشتري براي بيان در خاطر نداشته‌ايد و اگر بيشتر بنويسيد، بدان معناست كه (با فرض درست بودن پاسخ) در بيان آنچه فهميده‌ايد ضعف داريد. بدين سان، لازم خواهد شد هم فشرده نويسي و هم نگارش ضابطه‌مند را تمرين كنيد. پيش از پاكنويس كردن پاسخها، در موارد ترديد براي رفع غلطهاي املايي به فرهنگ لغت مراجعه كنيد. غلط املايي در شأن دانشجو نيست و در صورت مشاهده، نمرۀ (واقعي) صفر منظور خواهد شد.

بكوشيد چينش مطالب در نوشتۀ شما از يك نظم منطقي برخوردار باشند؛ چنان كه خواننده به آسودگي بتواند استدلالهايتان را دنبال كند. رعايت علايم نگارشي (نقطه، ويرگول، علامت تعجب، نقطه‌ويرگول، علامت سؤال، گيومه، پرانتز، تورفتگي آغاز پاراگراف...) ضروري است.

موفق باشيد.

١ـ    متن زير در بارۀ آيات مرتبط با احكام شركت است. به پرسشهاي ياد شده در بارۀ آن پاسخ دهيد.

ولا يدل القول بوجوب البسط أيضا على الشركة، وهو ظاهر، وليس ذلك مبنيا عليها أيضا، بل لا معنى للقول بأنها تدل عليها على القول بوجوب البسط، نعم الثاني