|
پیشنهادها برای بهینه
سازی
کلاس
در این صفحه بناست پیشنهادهای ارسالی توسط همدرسان
عزیز، و دیدگاههای خود را در باره آنها قرار دهم.
باشد که دوستان دیگر نیز از این پیشنهادها و فواید
و مشکلات احتمالی هر یک باخبر شوند و به مرور
بتوان بر پایه آنها به راهکاری کامل و جامع دست
یافت. پیشاپیش از همه عزیزانی که با ارسال
دیدگاههای خویش به کیفیت کار می اندیشند،
سپاسگزارم.
فهرست دیدگاهها
١.
تکمیل
پیشنهادها و انتقادات دانشجویان دیگر (خانم صوفی)
تکمیل پیشنهادها و انتقادات دانشجویان دیگر
در نیمسال اول ١٣٨٦ـ١٣٨٧
زهرۀ صوفی
هدف من از نگارش این برگه، همچنان
که از عنوان آن پیداست، تکمیل نوشتارها و انتقادات
دوستان دیگر است. می خواهم برخی مطالب را که در
پرسشنامه های کلاسی به دلیل کمبود جا چندان جای
طرح ندارد، به خواست خود شما مفصل تر بیان کنم.
بهتر دیدم که مطالب را در قالب پرسش و پاسخ بریزم.
الف) لزوم ارایۀ برنامۀ درسی،
هدف گذاری کاملا واقعگرا برای کلاس
با توجه به زمان محدود و حجم زیاد
دروس ارایه شده، برخورداری کلاس از یک برنامۀ جامع
و منسجم ضرورت دارد. در تدارک چنین برنامهای،
توجه به نیازهای فوری دانشجویان مهم است؛ نیازهایی
مثل: فراگیری و درک نسبی دروس، کسب آمادگیهای لازم
برای امتحانات میان ترم و بالا بردن میزان علاقۀ
دانشجو به دروس ارایه شده.
البته دانشجویان میبایست خود
برای دوران تحصیلیشان هدف گذاری کنند. آنها باید
بکوشند که با علاقه و شوق برای کسب علم به کلاس
بیایند و با سلاح علم، به مقابله با مشکلات زندگی
بپردازند. این وظیفۀ و حق آنهاست. نکتۀ مهم در
اینجا آن است که استادان، باید به بیان هدفهایی که
در هر درس میتوان کسب کرد، به دانشجو راهنمایی
دهند. دانشجو با کمک راهناییهای آنها میتواند
بهتر بشناسد که با چه کیفیتی تحصیل کرده، به کجا
رسیده، و چه مقدار دیگر باید راه طی کند.
در ابتدای ترم، برای استاد با
توجه به تجربیات پیشین، کاملا مشخص است که با توجه
به بازۀ زمانی و حجم دروس ارایه شده، چگونه این
دروس را ارایه کند که هم سرفصلها با بهترین کیفیت
ممکن آموخته شوند و هم، حتما برای رفع اشکال زمانی
باقی باشد.
ب) ضرورت تبعیض ننهادن میان
دانشجویان در کلاس درس
گفتیم استاد سرآغاز هر ترم،
برنامۀ درسی خود را معین، و به همه اعلام میکند.
مشخص بودن هدف نهایی کلاس، یک حسن مهم دارد و آن
این که دانشجو را در فضایی از بیم و امید، به
تحصیل بیشتر وامیدارد. دانشجویان کوشا بیوقفه
تلاش میکنند و بقیه نیز به اندازۀ خویش میکوشند.
نکته اینجاست که این مهم تنها زمانی تحقق پذیر است
که استاد، میان دانشجویان مختلف تفاوتی نگذارد. او
نباید آنها را بر پایۀ گروههای سنی، ضریب هوشی،
جنسیت، و معیارهایی از این دست، رده بندی کند.
چنین رده بندیهایی نه تنها سودی
به همراه ندارد، سبب بدگمانی گروهی از دانشجویان
به استاد خویش، و صمیمی نشدن با او خواهد شد. در
چنین فضایی عموم دانشجویان دچار تعارض میشوند و
عدهای نیز که خود را محبوب استاد میشمرند،
خودبزرگبین میشوند.
محیط دانشگاه، تفکیک پذیر نیست.
دانشجویان همیشه خود را زیر ذرهبین همدیگر
میبینند. آنها دلنگرانند که میادا به عنوان
داشجویان غیر فعال و ضعیف شناخته شوند و موفیع
اجتماعی خود را در روابط دوستانه از دست بدهند. از
همین رو تلاش میکنند از کلاسها عقب نیفتند.
در این بین، دانشجویانی هستند که
واقعا علاقهمند تحصیلند و بر روی رفتار اساتید
نیز حساسند و سخت، الگوپذیری دارند. یک استاد
پرکار و پرانگیزه به دانشجو این صفات را خود به
خود منتقل میکند. بهتر است برای نمونه، تجربهای
شخصی را از دوران تحصیل دبیرستانم یاد کنم.
حضور یک دبیر کوشا و علاقهمند در
درس ادبیات فارسی سبب شده بود که تمام
دانشآموزانی که با ایشان درس داشتند، نسبت به
سایر دروس، فعالتر و کوشاتر شوند؛ به طوری که خود
ایشان روزی به ما گفت: «من از تلاش شما در این
درس، راضی هستم. نمیدانم چرا بقیۀ دبیران رضایت
ندارند!». اساسیترین فرق میان تدریس ایشان با
دیگران، در لذت بردن خود ایشان از تدریس بود. به
نظر میرسید ایشان دوباره دارند با ما درس
میخوانند.
ایشان درس را به طور دقیق به ما
میآموزاندند و تمرینها را برای جلسۀ بعد مشخص
میکردند. ما موظف بودیم تمرینها را حل کنیم و سر
موقع تحویل دهیم. در پرسیدن هم بیان دانشآموزان
فرقی نبود. کسی نیز در آخر قوی، یا ضعیف معرفی
نمیشد. همه حس دیده شدن داشتیم و این، بهترین حس
بود: «استاد ما را میبیند و تلاش ما برایش مهم
است»؛ پس بیشتر از قبل تلاش میکردیم. یکی از
دانشآموزان ضعیف در همۀ دروس آن سال و سالهای
گذشته، در آن سال، پیشرفت قابل ملاحظهای کرد و به
دانشآموزی دیگر بدل شد. ما حتی سالهای بعدی نیز
به درس ادبیات علاقهمند شده بودیم و حتی با تدریس
دیگران مشکلی نداشتیم و همه این را مدیون روش آن
دبیر میدانستیم.
نظیر این استادان کم نیستند. آنها
کلاس را همچون یک کل در نظر میگیرند. علم خویش را
بر همه یکسان ارزانی میکنند و در این میان، آنها
که علاقهمندتر هستند و از توان علمی بیشتری
برخوردارند، خود، بیشتر تلاش میکنند که به علمشان
بیفزایند و از فرصت حاصل شده، بیشتر بهره ببرند.
تردیدی نیست که استاد باید به دانشجویان
علاقهمند، یاری برساند؛ اما این کار نباید به
نحوی صورت گیرد که دیگران سرخورده شوند و احساس
کنند حضورشان محسوس نیست.
پ) لزوم آموزش روش تحصیل به
دانشجو، همراه با انعطافپذیری و دوری از تعصب و
سختگیری
لازم است پیش از هر چیز به
دانشویان روش درست تحصیل را آموخت. حفظ کردن و
بیان طوطیوار، بدون تفکر و اندیشه روی مفاهیم
درس، ذهن آدمی را در فضای بستهای از کلمات قرار
میدهد که موقع لزوم، کارآیی لازم را در زندگی
ندارند. رشتۀ فقه و مبانی حقوق اسلامی، همان طور
که میدانید، با زندگی روزمره و حوادث آن در
ارتباط تنگاتنگ است. هر روز، سؤالات زیادی در بارۀ
قوانین و قراردادهای اجتماعی و احکام اسلامی
برایمان پیش میآید که میل به یافتن پاسخ این
سؤالات و کشف حقایق، شوق تحصیل در این رشته را
برایمان افزون میکند. با توجه به فقر منابع
مطالعاتی و ضعف کتابخانههای محلی استان و نبود یک
مرکز مجهز به کتابهای الاهیات و هزینۀ بالای خرید
کتابهای کمک درسی، نباید انتظار زیادی از
دانشجویان برای پژوهش، و یا بازدهی علمی بالا
داشت. با اینهمه، دانشجوان همیشه تلاش خود را
میکنند.
تا کنون معمولا سیستم آموزشی ما
چنین بوده است که استاد، نشسته یا ایستاده درس خود
را بدهد و برود و دانشجو تنها شنونده، یا میرزا
بنویس باشد. دانشجویی که یک عمر چنین پرورش یافته
باشد، نمیتواند به آسانی در محیط دانشگاه پژوهشگر
شود.
در این میان، راهنمایی لازم است
که در عین مشفق بودن، سختگیر هم نباشد. علمش را
چون بارانی عرضه کند، بیهیچ منتی، و با بهترین و
خوشترین خلق و خو. نه به خودش سخت بگیرد و نه به
دیگران، و به این ترتیب، همه را با عمل خویش وادار
به همکاری مسئولانه کند. به نظر میرسد عدۀ قابل
توجهی از دانشجویان به این سطح رسیده باشند که نه
برای نمره، که برای فهم بهتر و علم بیشتر، منضبط و
درس خوان شوند.
باید به دانشجویان بیانگیزه،
انگیزه داد. مثلا، در صورت انجام این تمرین و آن
تمرین، به فرد پاداش داد. در عمل، کسی که خود را
در معرض دیده شدن حس کند، میکوشد رفتاری معقول و
پسندیده از نظر عام داشته باشد. یکی از روشهای
قدیم منضبط کردن شلوغها، مبصر کلاس کردنشان بود!
ت) نیمنگاهی به پیشنهادهای
دانشجویان دیگر
١) امتحان گرفتن در آغاز ترم،
تنها در صورتی مفید است که منبعی درسی از جانب
استاد، معرفی شود. چنین امتحانی به نظر من هم جدیت
استاد را نشان میدهد.
٢) اختصاص ساعتی برای رفع اشکالات
دانشجویان، کمک میکند بهتر دروس را فراگیرند.
٣) بینظمی وقت کلاس: لطفا
کلاسهای جبرانی را طوری برنامهریزی کنید که با
فریضۀ نماز اول وقت دانشگاه تداخل نکند. در آن
صورت بهتر میتوانیم نخست به انجام این فریضه
پرداخته، سپس با خیال آسوده در کلاس حاضر شویم و
از درس بهره ببریم.
|