|
تجربۀ برگزاری امتحان میان ترم ادبیات
عرب۲ در کتابخانه دانشگاه آزادشهر
نیمسال دوم
۱۳۸۵ـ۱۳۸۶
1ـ
شرح
برنامه:
برگزاری امتحان میان
ترم در مخزن قفسۀ باز کتابخانه، در
قالب کار گروهی ترجمۀ قانون مدنی
سوریه، با انتخاب افرادی به عنوان
سرگروه برای کمک به دانشجویان، که
تنها افرادی بودند که حق داشتند برای
رفع اشکال مستقیما به مدرس مراجعه
کنند. امتحان، به ظاهر تناسب چندانی
با محتوای دروس ادبیات عرب (صرف و
نحو) نداشت. بااینحال، مدرس تأکید بر
دو نکته را در خلال آن دنبال میکرد؛
دو نکتهای که از دید او راه بهتری
برای آشنا ساختن عمومی دانشجویان با
آنها نیافته بود: اولا، تأکید بر
فایدۀ آموختن زبان عربی برای
دانشجویان علاقهمند به مباحث حقوقی؛
ثانیا، تأکید بر اهمیت آموختن نحو و
صرف در فهم متون.
از دانشجویان خواسته
شده بود، به هر تعداد که میتوانند
فرهنگ لغت عربی همراه بیاورند و
نسخههای متعدد قانون مدنی ایران نیز
که در کتابخانه موجود بود، در میان
گروهها توزیع شد. وقت امتحان چهار
ساعت تمام بود و کلیۀ مقررات انضباطی
امتحان (از جمله لزوم حضور در سر
ساعت) لحاظ شده بود. صندلی در مخزن
مرجع کم آمده بود که توسط دانشجویان
از دیگر مخازن کتابخانه بدانجا آورده
شد.
افزون بر مدرس، تنها
مسئول مخزن کتابخانه در محل حضور
داشت. مدرس میکوشید با چرخش دایمی در
میان میزها، انضباط حاکم بر جلسه را
کنترل کند. بارها تقاضای دانشجویان را
برای مراجعۀ مستقیم به خود وی رد کرد؛
بدین وسیله میخواست ضمن تأکید بر
فرهنگ کار گروهی، به تصمیم خویش در
انتخاب مدیران گروه، و هم به مقررات
وضع شدۀ قبلی احترام گذاشته باشد. او
به دانشجویان توضیح داد که «عادت کنیم
عاقلانه تصمیم بگیریم؛ ولی پس از عزم،
باید به تصمیمهای خویش احترام
بگذاریم».
مدت امتحان چهار ساعت
کامل بود. سرگروهها خود قرار نبود
امتحان دهند و نمرۀ آنها بر پایۀ
میزان تلاششان در انتقال آموختهها به
دیگر دانشجویان معین میشد. در انتخاب
آنها، میزان تواناییشان در زبان عربی
ملاک قرار گرفته بود.
یک ربع پیش از
امتحان، مدیران گروه که تقریبا همه در
محل حاضر بودند، توسط مدرس توجیه
شدند. آن گاه، برگههای متعددی که در
هر یک بخشهایی از قانون مدنی سوریه
چاپ شده بود، به آنها سپرده شد. این
برگهها توسط مدرس از قسمتهای مختلف
قانون مدنی سوریه چنان گزینش شده
بودند که با دانستههای حقوقی
دانشجویان، تناسب یابند. هر برگه، در
بردارندۀ یک بخش از قانون مدنی سوریه،
با یادکرد عنوان اصلی بحث در بالا
بود. این که چه حجمی از هر برگه توسط
یک فرد ترجمه شود، به تشخیص سرگروه
بستگی داشت. مدرس به سرگروهها اعتماد
کرده بود و از آنها خواسته بود، هر
جور که صلاح میدانند این برگهها را
میان اعضای گروهشان تقسیم کنند.
اعضای گروه با توافق
خود اخاص انتخاب میشدند و مدرس هیچ
نظارتی اعمال نمیکرد. تعداد اعضای هر
گروه نیز دلبخواه بود و در عمل، اعضای
گروههای مختلف، میان سه تا پنج نفر
تفاوت مییافت. مدرس تنها در یکی دو
مورد، بنا به ملاحظاتی خاص، افرادی را
برای تقسیم منطقی نفرات در گروهها،
جابهجا کرد. حتی با توجه به کمبود جا
و کوچکی مخزن به نسبت تعداد نفرات،
ضروری نبود همۀ اعضای هر گروه دور یک
میز جمع شوند. از مدیر گروه انتظار
میرفت با زحمت بیشتر، اشخاص پراکنده
را مدیریت کند.
تنگی جا سبب شده بود
دانشجویان فضایی گرم و صمیمی را تجربه
کنند؛ آن سان که در پایان، بسیاری از
آنها گفتند: «پیش از امتحان فکر
میکردیم چهار ساعت وقت امتحان، بسیار
خسته کننده است؛ ولی نفهمیدیم چطور
گذشت». اشخاص حق داشتند فقط با سرگروه
خود صحبت کنند و در موارد ایجاد
اخلال، به چند نفر تذکر قاطع داده شد.
یک بار دو نفر به اخراج تهدید شدند.
به نظر نمیرسید سر و صدا چنان باشد
که مانع کار شود. گویا کمابیش، همه
میکوشیدند مراعات کنند. برخی حجم
تخصیص داده شده توسط سرگروه را زودتر
از دیگران ترجمه کرده بودن و سرگروهها
از مدرس میپرسیدند با آنها چه کنند؛
که مدرس پیشنهاد کرد «بسته به صلاحدید
خود، با در نظر گرفتن شرایط، اگر
امکان دارد از آنها تا پایان وقت کار
بکشند».
از ۳۰ نمرۀ امتحان
(که در حدود ۳۰ نمره در نمرۀ پایان
دورۀ هر دانشجو اثر میگذارد)، ۱۸
نمره توسط مدیران گروه داده میشد.
حدود نیم ساعت مانده به پایان امتحان،
مدرس معیارهایی را برای نمره دادن به
اشخاص به سرگروهها پیشنهاد کرد و آن
گاه با پیشنهادهای آنها، معیارهای
نهایی به همۀ سرگروهها اعلام شد. آنها
باید در حاشیۀ برگۀ هر دانشجو،
معیارها و میزان نمرۀ کسب شده بر پایۀ
هر یک را مینوشتند.
در پایان امتحان، از
همۀ سرگروهها ـ که ۱۲ نفر بودند ـ
خواسته شد در محل باقی بمانند و در
جلسهای برای آسیب شناسی کار شرکت
کنند. مدرس برای آنها توضیح داد که
هدف از برگزاری چنین جلسهای، ثبت
تجربیات و انباشت آن است که در
دورههای بعدی، بتوان با نظر به این
تجربیات گامی به جلو برداشت. او توضیح
داد که هر گاه تجربیات ثبت نشوند،
هرگز معلوم نخواهد شد که هر سری نسبت
به دفعۀ گذشته کار چه اندازه پیشرفت
داشته است؛ همچنان که ممکن است گاه
برخی اشتباهات چندین بار تکرار شوند.
به این ترتیب، حاصل صحبتهای آنها همان
زمان نوشته و ثبت شد. این جلسه در
حدود یک ساعت به طول انجامید.
معیارهای نمره، و دستاوردهای این
جلسه، به همراه افزودههایی حاصل از
اظهار نظرهای تکمیلی دیگر دانشجویان
در زمانی دیگر، در زیر ارایه شده است.
2ـ
معیارهای نمره دادن
دانشجویان
2ـ1ـ
معیارهایی
که سرگروهها اعمال میکردند (هر یک، ۳
نمره، جمعا ۱۸ نمره):
2ـ1ـ1ـ
نگارش
فارسی صحیح
2ـ1ـ2ـ
حفظ مقررات
کتابخانه
2ـ1ـ3ـ
نظافت
پاکنویس
2ـ1ـ4ـ
فعالیت
برای یافتن کلمات ـ سرعت عمل
2ـ1ـ5ـ
میزان کمک
رساندن آنها با معلومات قبلی به مدیر
گروه
2ـ1ـ6ـ
رعایت نظم
خود گروه
2ـ2ـ
معیاری که
اعمال نمرۀ آن توسط مدرس انجام شد:
فهم درست متن عربی (۱۲ نمره)
3ـ
آسیبشناسی جلسۀ
امتحان میانترم
3ـ1ـ
نقاط قوت:
3ـ1ـ1ـ
اشنا شدن بچه
ها با کتابها
3ـ1ـ2ـ
تجربۀ
کار گروهی
3ـ1ـ3ـ
آشنا
شدن بچه ها با ریشۀ کلمات
3ـ1ـ4ـ
برگزاری
جلسه در کتابخانه
3ـ1ـ5ـ
بچه ها
در وقت و کار، مستغرق شده بودند.
3ـ1ـ6ـ
کار با
سلسلۀ مراتب، سبب افزایش قدرت مدیریت
می شود. مدیران گروه، مدیریت را تجربه
کردند.
3ـ1ـ7ـ
بچهها
هنگامی که ترجمۀ یک متن را مییافتند،
ذوق زده میشدند و لذت خلاقیت را
میچشیدند.
3ـ1ـ8ـ
آشنا
شدن دانشجویان با معاجم عربی
3ـ2ـ
انتقاد:
3ـ2ـ1ـ
مشخص
کردن متنی ساده تر، آن سان که لذت
ترجمه را بچشند.
3ـ2ـ2ـ
یافتن
راهی برای حل مشکل شلوغی
3ـ2ـ3ـ
مشکل
اختلال و حواس پرتی دانشجویان در اثر
شلوغی
3ـ2ـ4ـ
سختی
دسترسی به مدرس برای همگان
3ـ2ـ5ـ
مدیران
گروهها، تنها بر پایۀ توانایی در زبان
عربی انتخاب شده بودند، نه میزان
اطلاعات حقوقی
3ـ3ـ
پیشنهاد:
3ـ3ـ1ـ
تکرار
چنین برنامه ای در همین نیمسال، به
صورت اختیاری، با نمرۀ اضافی برای
ایجاد انگیزه
3ـ3ـ2ـ
ملزم
کردن بچه ها به داشتن فرهنگ لغت
3ـ3ـ3ـ
تهیۀ
جدولی برای معادلهای کلماتی که میان
افراد مختلف، مشترکند.
3ـ3ـ4ـ
مهار
شلوغی با تدابیری خاص و ایجاد فضای
آرامتر
3ـ3ـ5ـ
رفتن
مدرس مطابق برنامهای مشخص و زمان
بندی شده، در سر هر میز
3ـ3ـ6ـ
با توجه
به سختی یافتن ۱۲ نفر به عنوان
سرگروههایی که همزمان به عربی و حقوق،
هر دو به قدر کافی مسلط باشند، لزوم
مشخص کردن یک مشاور در هر گروه، که
اطلاعات حقوقی او به کار ترجمه آید. |