طرح درس تاریخ فقه ١ (نیمسال اول ١٣٨٥)                                                          

 

برنامه تدريس «تاريخ فقه١ (از سدۀ ١ـ٣ق»

مقطع تحصيلي: كارشناسي الاهيات ـ گرايش فقه و مباني حقوق اسلامي

مدرس: فرهنگ مهروش

سازمان: دانشگاه آزاد اسلامي (واحد آزادشهر) ـ گروه الاهيات

زمان: نيمسال تحصيلي اول ١٣٨٥ـ١٣٨٦

آدرس الكترونيكي مدرس: F.Mehrvash@cgie.org.ir

ساعت ملاقات (با هماهنگي): سه شنبه‌ها، ١٠ـ ١٢

 

 

 

 

١ـ اهداف آموزشي (كه در پايان دوره بايد حاصل شده باشد): شناختن مكاتب مهم در فقه سه سدۀ نخست هجري، آگاهي از بومهاي اثرگذار در شكل‌گيري فقه، تفاوتهاي فرهنگي آنها و تأثير آن در مكاتب، شناخت چهره‌هاي شاخص مكاتب مختلف، شناخت منابع (ادلۀ) فقهي در دورۀ مورد بحث و تحول آنها.

٢ـ آرمانهاي آموزشي (كه علاقه‌مندان بايد بدان دست يابند): آگاهي از چگونگي ارتباط ميان شكل‌گيري فقه اسلامي و ديگر پديده‌هاي فرهنگي مهم و اثر گذار سده‌هاي نخست؛ دست يافتن به نگرش تاريخي نسبت به پديده‌ها، درك اين نكته كه چگونه پيدايي هر پديده‌اي با زيرساختهاي فرهنگي جامعه‌اي كه در آن شكل گرفته مرتبط، و از روابط فرهنگي آن جامعه با ديگر جوامع و اقتضائات آن عصر متأثر است؛ چگونه پديده‌ها در مسير تكامل، دچار تحول مي‌شوند، چگونه با جريانهاي اجتماعي و سياسي مختلف در مي‌آميزند و از آنها اثر مي‌پذيرند، و چگونه در پاسخ گفتن به نياز مردمان عصرهاي مختلف، دگرگون مي‌شوند و سر آخر تكامل مي‌يابند؛ تفاهم با روشهاي پژوهش علمي در تاريخ، آموختن اين كه چگونه يك محقق از ميان شواهد فراواني كه گاه در اختيار دارد، برخي را برمي‌گزيند، اين كه چگونه يك محقق گاه كه هيچ شواهدي در دست نيست، با دست دادن تحليلها و فرضيه‌هايي، در جبران اين ضعف مي‌كوشد، اين كه چگونه تاريخ همچون يكي از علوم اجتماعي در نظر گرفته مي‌شود و از همه مهمتر و جدي‌تر، درك تفاوت پژوهش علمي در تاريخ با نگرشها و نگارشهاي داستان‌گونه در آن باره.

٣ـ شيوۀ تدريس: در سالهاي تحصيلي گذشته، حجم قابل توجهي از وقت آغاز دوره را بحث در بارۀ مفهوم و معناي تاريخ و روش كار محققان اين علم به خود اختصاص مي‌داد، بحثي كه شايد از آن گزيري هم نباشد. به هر روي در اين دوره بنا بر آن خواهد بود كه در اين زمينه تنها منابعي معرفي شوند و جز يك جلسه در آغاز بحث مصروف آن نگردد. نيز پيش از اين بحث در بارۀ تاريخ عرب صدر اسلام همچون زمينۀ نزول وحي و شكل‌گيري فقه اسلامي مورد تأكيد بود و در دورۀ جديد كوشش خواهد شد اين مباحث نيز مختصرتر برگزار شود. نيمسال جاري فرصتي مناسب دانسته خواهد شد كه تاريخ فقه تا حدود سدۀ ٤ق و شكل‌گيري مذاهب اربعه مطالعه شود. بدين سان در درس تاريخ فقه٢ بهتر خواهيم توانست انديشه‌هاي فقهي متأخر را بازشناسيم.

٤ـ آيين حضور درس: حضور درس الزامي نيست، ولي بي‌خبر ماندن از آنچه در كلاس مي‌گذرد، خلاف شئون دانشجويي دانسته مي‌شود. اجازه گرفتن در هنگام ورود و خروج، يا براي غيبت مرسوم نخواهد بود. مستمعان آزاد، براي حضور تا آنجا كه به مدرس مربوط است، منعي ندارند. در تمام مدت تدريس هيچ كس حق ايجاد مزاحمت براي درس را نخواهد داشت و در موارد بسيار ضروري، لازم است فقط با مدير محترم اداره امور كلاسها هماهنگ، و از مراجعه شخصي خودداري شود. كلاس تنها در تعطيلات رسمي داير نخواهد گشت و در ساير ايام، بدون در نظر داشتن عرف عمومي، هر گاه غيبت عمومي دانشجويان اسباب اخلالي در درس فراهم آورد، به شدت (با كسر ٥ نمره از مجموع  نمرات ارفاقي درس) برخورد خواهد شد. مدت كلاسها در ايام ماه مبارك رمضان ٨٠ دقيقه، و در ديگر ايام، ١٠٠ دقيقۀ كامل است.

٥ـ ارزشيابي:

٥ـ١ـ  تاريخ امتحانها در جدول صفحۀ بعد (تيتر شمارۀ ٧ طرح درس) اعلام شده است.

٥ـ٢ـ  نحوه امتحانها: افزون بر امتحان پايان دوره، امتحان ماهانۀ اول و ميان ترم نيز برگزار خواهد شد. امتحانها به صورت تشريحي است. بجز امتحان پايان ترم، در ساير موارد پاسخگويي به پرسشها در منزل، و در ظرف مدت يك هفته انجام خواهد گرفت. در اين پرسشها ذهن دانشجو به چالش كشيده، و از وي تحليل مطالبه خواهد شد. در امتحانات طول دوره، همراه با برگۀ امتحاني، ديدگاههاي دانشجو نيز نقد مي‌شود. دانشجو تنها در جلسه بعد، پاسخ مكتوب خود را به نقدها باز مي‌گرداند. پرسشها به گونه‌اي طراحي خواهند شد كه مطالعات شب امتحاني كارساز نباشند و تلاش درسي دراز مدت دانشجو در خلال تحصيل نمايانده شود. در همۀ امتحانات قوۀ تحليل، ذهن نقاد، توانايي در نگارش علمي و در نهايت، التفات وي به تفاوت ميان بيان علمي و غيرعلمي مطالب و به بياني گوياتر، ميزان هماهنگي دانشجو با اهداف تعريف شده در آموزش درس با امتحانهاي مختلف كشف مي‌شود. بجز امتحان پايان نيمسال كه از ضوابط اداره امتحانات پيروي خواهد كرد، شركت در امتحانهاي ديگر براي او اختياري خواهد بود. بدين سان، هدف از نمره دادن به برگه‌هاي امتحاني، تنها به دست دادن برآوردي از وضعيت تحصيلي دانشجو به خود او خواهد بود. كاربرد هر گونه كتاب يا جزوه، هر گونه مشورت، يا هر كاري ديگر از اين قبيل در هنگام امتحانات طول دوره مجاز است. در مواردي كه مشاهده شود كسي مطلبي را نوشته است كه خود به درستي از معنايش آگاه نيست، يا رونويسي ناقص و نامفهومي را بدون افزودن تحليل خويش در ميان آورده، يا قولي را به خطا به كسي نسبت داده، از آنجا كه اين كار سرسري و غير مسئولانه در بر دارنده هيچ سودي براي وي نيست و گونه‌اي توهين به مدرس است، برگۀ وي تصحيح نخواهد شد. در برابر، دانشجويان نيز اخلاقاً موظفند از انتقاد علمي و ارزشيابي مدرس فرونگذارند. افزون بر دو نوبت امتحان، در هر جلسه نمونه‌هايي از پرسشهاي امتحاني به دانشجويان ارايه خواهد شد؛ باشد كه بهتر بتوانند براي امتحان پاياني با نحوۀ طرح پرسشها تفاهم يابند و ميزان درك خويش را از كلاس نيز محك بزنند.

٥ـ٣ـ  بارم نمره‌ها:

٥ـ٣ـ١ـ  نمره‌هاي اصلي: مباحثه: ٢٠ نمره، امتحان پايان ترم: ٧٠ نمره، رعايت شئون دانشوري: ١٠ نمره [جمعا ١٠٠ نمره].

٥ـ٣ـ٢ـ  نمره‌هاي ارفاقي: امتحان ماهانه: تا ٢۰ نمره، امتحان ميان ترم: تا ٣٠ نمره، حضور فعال و پرسشگري در كلاس، يا هر كار ديگري كه زمينه‌ساز مطالعۀ مدرس و آگاهيش از نقاط ضعف خود شود: تا ١٠ نمره، ارتباط خارج از كلاس با مدرس: تا ١٠ نمره، كار مطالعاتي: تا ٢٠ نمره.

نمره‌ها بر مبناي ١٠٠ محاسبه خواهد شد. نمرۀ مباحثه توسط مديران هر گروه مباحثه داده خواهد شد. مراد از رعايت شئون دانشوري، آموختن شيوه بحث و انتقاد صريح و بي‌تملق در عين رعايت احترام، دوري جستن از شيوه‌هاي بيان عوامانه و غير علمي مباحث، دوري جستن از كارهاي بي‌ضابطه و نگرشهاي سرسري به مسايل، و بي‌دقتي در زمينه مطالب اعلام شده در باره درس، امتحان، محل برگزاري درس و هر امري مانند آنهاست. كار مطالعاتي دانشجو نيز، مي‌تواند نگارش يك برگه تحقيقاتي (در حدود ٤٠٠ ـ ٨٠٠ كلمه)، ترجمه يك متن لاتين يا عربي (با حجمي در حدود ٣٠٠٠ كلمه) و خلاصه‌اي (در حدود ٢٠٠٠ كلمه) از يك مقاله يا بخشي از كتابي (با حجمي در حدود ١٠٠ صفحه باشد). در هر مورد، بهتر است نخست با مدرس نيز مشورت به انجام رسد. بجز اينها موضوعهاي ديگري نيز در سطور بعد پيشنهاد شده است. از پيشنهادهاي دوستان هم استقبال خواهد شد.

٦ـ كار مطالعاتي: هدف از كار مطالعاتي، ايجاد زمينه براي تلاش علاقه‌مندان در آموختن نگارش علمي، به كار بردن صحيح و استاندارد اصطلاحات و تمرين تحقيق است. پاسخ به هر گونه پرسشي در بارۀ كار مطالعاتي، از طريق تماس الكترونيكي (ايميل)، يا مراجعۀ حضوري (با هماهنگي قبلي) در ساعت معين، پي گرفته خواهد شد.

موضوعهاي پيشنهادي براي كار مطالعاتي: تلخيص استدلالهاي شافعي در الرسالة؛ معرفي كتاب الديات ظريف بن ناصح؛ استخراج يك كتاب كامل فقهي (در حدود سه جلد) از يكي از كتابخانه‌هاي ديجيتال اينترنتي يا بانكهاي ذهيره شده بر لوح فشرده؛ تشكيل پروندۀ علمي براي يكي از مقالات مربوط به فقه از دائرةالمعارف بزرگ اسلامي (يعني مراجعه به كتابهايي كه در مقاله ارجاع داده شده است و كپي گرفتن صفحۀ عنوان و صفحات ارجاع از آن كتاب، الصاق كپي‌هاي تهيه شده از هر كتاب به هم، و درج مجموعۀ آنها در يك پوشه)؛ تهيۀ شناسنامۀ علمي براي همۀ فقيهان شناختۀ يك مكتب (نام و مشخصات، تاريخ ولادت و وفات، استادان و شاگردان، و توضيحات مشابه) در قالب فيش؛ استخراج و بازسازي كليۀ آراي فقهي بازمانده از يكي از صحابه يا تابعين (با استفاده از منابع ديجيتال)؛ ترجمۀ يكي از مقالات دائرةالمعارف اسلام٢ (EI٢)، دائرةالمعارف ايسلام انسيكلوپديسي، يا مقالات جديدي در بارۀ تاريخ فقه كه از طريق شبكۀ اينترنت قابل دسترسي است؛ نگارش مقاله‌اي در حدود ٤٠٠ـ٨٠٠ كلمه در بارۀ زندگي يكي از فقيهان در سدۀ ١ـ۳ق؛ شناسايي منابع فقهي ـ حقوقي بازمانده از ايران باستان.

٧ـ برنامه زمان‌بندي:

 

جلسۀ

تاريخ

موضوع اصلي بحث

عناوين فرعي

برنامه هاي جانبي

اول

٣/ ٧/

آشنايي با دانشجويان و اعلام برنامه ها

 

دوم

١٠/ ٧/

كليات

تاريخ همچون يك علم

 

سوم

١٧/ ٧/

احكام حقوقي و عبادي عرب پيش از اسلام

 

چهارم

٢٤/ ٧/

تحول قوانين در عصر ظهور اسلام

 

پنجم

١/ ٨/

قوانين

در  دوران

شكل‌نيافتگي

علم فقه

قانونگذاري عصر پيامبر (ص) و صحابه

امتحان ماهانه

ششم

٨/ ٨/

مكاتب فقهي عصر تابعين

 

هفتم

١٥/ ٨/

اصحاب ارأيت، راه يافتن تقديرگرايي در علم فقه و بومهاي موافق و مخالف

 

هشتم

٢٢/ ٨/

تحولات سدۀ ٢ق

پيدايي تدريج فقه

همچون يك علم

اصحاب راي و اصحاب حديث

 

نهم

٢٩/ ٨/

ابوحنيفه

 

دهم

٦/ ٩/

مالك بن انس

 

يازدهم

١٣/ ٩/

اصحاب امام صادق (ع)

 

دوازدهم

٢٠/ ٩/

عصر شافعي

نظريۀ بيان

امتحان ميان ترم

سيزدهم

٢٧/ ٩/

تثبيت

مذاهب اربعه

اصحاب حديث متأخر

 

چهاردهم

٤/ ١٠/

پيدايي مذاهب اربعه

نظرسنجي آموزشي

پانزدهم

١١/ ١٠/

فقيهان اهل اختيار

تقدير از دانشجويان برتر

شانزدهم

١٨/ ١٠/

عيد سعيد غدير خم

 

٨ـ منابع:

٨ـ١ـ  توضيحات:

٨ـ١ـ١ـ  مطالعۀ منابعي كه با * مشخص شده‌اند، براي امتحان الزامي است. اين منابع در جزوه‌اي فراهم شده، و از طريق كتابفروشي دانشگاه قابل دسترسي است.

٨ـ١ـ٢ـ  منابع ديگر براي مطالعۀ علاقه‌مندان معرفي شده‌اند.

٨ـ١ـ٣ـ  حجم قابل توجهي از منابع در كتابخانۀ دانشگاه آزاد اسلامي واحد آزادشهر به صورت نسخۀ كاغذي يا ديجيتال موجود است.

٨ـ١ـ٤ـ  كار مطالعاتي دانشجويان، ترجيحا در ارتباط با همين منابع تعريف خواهد شد.

٨ـ١ـ٥ـ  افزون بر اينها، به تناسب موضوعات جزيي‌تر، همواره منابعي نيز در كلاس معرفي مي‌گردد.

٨ـ٢ـ  معرفي منابع:

٨ـ٢ـ١ـ  كتابها و مقالات فارسي و عربي:

آصفي، محمد مهدي، تاريخ فقه شيعه، قم، قدس، ١٣٧٢ش؛ ابو يوسف‌، يعقوب‌، «اختلاف‌ ابي ‌حنيفة و ابن ابي ‌ليلي‌»، ضمن‌ الام‌ شافعي‌، ج‌٧ (نك‍: هم‍، شافعي)؛ ابن ابي ‌يعلي‌، محمد، طبقات‌ الحنابلة، به‌ كوشش‌ محمد حامد فقي‌، قاهره‌، ١٣٧١ق‌/ ١٩٥٢م‌؛ ابن اثير، علي، اسد الغابة، قاهره، ١٢٨٠ق؛ همو، الكامل، به كوشش تورنبرگ، ١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛ ابن اثير، مبارك‌، النهاية، به‌ كوشش‌ طاهر احمد زاوي و محمود محمد طناحي‌، قاهره‌، ١٣٨٣ق‌/١٩٦٣م‌؛ امين، احمد، ضحي الاسلام، قاهره، بيروت، دارالكتاب العربي، ١٣٤٣ق/ ١٩٣٥م؛ همو، فجر الاسلام، قاهره، مكتبة النهضة المصرية، ١٣٧٠ق/ ١٩٥٠م؛ پاكتچي، احمد، «سير انديشه‌هاي‌ فقهى‌ در سدة نخست‌ هجري‌»، ضمن مقالۀ «اسلام» دائرةالمعارف بزرگ اسلامي (نك‍: هم‍‌)؛ همو*، «سير انديشه‌هاي‌ فقهى‌ در سدة ٢ و ٣ق»، ضمن مقالۀ «اسلام» دائرةالمعارف بزرگ اسلامي (نك‍: هم‍‌)*؛ همو،‌ «تطور علم‌ فقه‌ نزد اماميه در دو سدۀ نخست هجري»، ضمن مقالۀ «اماميه»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي (نك‍: هم‍‌)*؛ همو، «ريشه هاي تاريخي اجتهاد»، ضمن مقالۀ «اجتهاد» دائرةالمعارف بزرگ اسلامي (نك‍: هم‍‌)*؛ همو، «اجاره»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي (نك‍: هم‍‌)*؛ تيمور پاشا، احمد، نظرة تاريخية في حدوث المذاهب الاربعة، همراه با اضافات محمد ابوزهره، قاهره، لجنة نشر المؤلفات التيمورية؛ حجوي، محمد، الفكر السامي في تاريخ الفقه الاسلامي، مدينه، المكتبة العلمية، ١٣٩٦ق؛ خطيب‌ بغدادي، احمد، شرف‌ اصحاب‌ الحديث‌، به‌ كوشش‌ محمد سعيد خطيب‌ اوغلي‌، انكارا، ١٩٧١م‌؛ دارمي‌، عبدالله‌، السنن‌، دمشق‌، ١٣٤٩ق‌؛ دائرةالمعارف بزرگ اسلامي، به كوشش كاظم موسوي بجنوردي، تهران، ١٣٦٨ش بب‍؛ سرخسي، محمد، المبسوط، بيروت، ١٤٠٦ق؛ سزگين، فؤاد، تاريخ التراث العربي، ترجمۀ محمود فهمي حجازي، رياض، ادارة الثقافة و النشر، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ شاخت، ژوزف، «زمينۀ پيشا اسلامي»، ضمن مقدمه‌اي بر قانون اسلامي (نك‍: مل‍‌، شاخت)، ترجمۀ گزيدۀ فرهنگ مهروش*؛ شافعي‌، محمد، اختلاف‌ الحديث‌، به‌ كوشش‌ محمد احمد عبدالعزيز، بيروت‌، ١٤٠٦ق‌/١٩٨٦م‌؛ همو، «اختلاف‌ مالك‌...»، ضمن‌ الام، ج۷ (نك‍: هم‍‌)؛ همو، الام‌، بولاق‌، ١٣٢١ـ١٣٢٦ق؛ همو، الرسالة، به‌ كوشش‌ احمد محمد شاكر، قاهره‌، ١٣٥٨ق‌/ ١٩٣٩م‌؛ همو، «يادداشتهايي‌ بر سير اوزاعي»، ضمن‌ الام‌، ج‌٧ (نك‍: هم‍‌)؛ شهرستاني، عبدالكريم، الملل و النحل، به كوشش محمد سيد كيلاني، بيروت، ١٤٠٤ق؛ شلبي، احمد، تاريخ التشريع الاسلامي، قاهره، مكتبة النهضة المصرية، ١٩٨١م؛ عطوان، حسين، الفرق الاسلامية في بلاد الشام في العصر الاموي، بيروت، ١٩٨٦م؛ فضلي، عبدالهادي، تاريخ التشريع الاسلامي، بيروت، دارالنصر، ١٤١٣ق/ ١٩٩٢م؛ قرآن كريم؛ گرجي، ابوالقاسم، «اجتهاد»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي (نك‍: هم‍‌)*؛ ليث بن سعد، «رساله» به مالك بن انس، ضمن اعلام الموقعين ابن قيم جوزيه، به كوشش طه عبدالرئوف سعد، بيروت، ١٩٧٣م، ج ۳؛ مالك بن انس، «رساله» به ليث، ضمن ترتيب المدارك قاضي عياض، به كوشش محمد بن تاويت طنجي، رباط، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٥م، ج ١؛ مشكور، محمد جواد، تاريخ شيعه و فرقه‌هاي اسلام، تهران، اشراقي، ٢٥٣٥ [١٣٥٥ش]؛ مهروش، فرهنگ، «تابعين»، ضمن دائرةالمعارف بزرگ اسلامي (نك‍: هم‍‌)*؛ همو، «ديات، كتاب»، همانجا؛ موتسكي، هرالد، «جمع قرآن»، ترجمۀ فرهنگ مهروش، منتشر نشده؛ نعيم بن حماد مروزي، الفتن، به كوشش سمير امين زهيري، قاهره، ١٤١٢ق؛

٨ـ٢ـ٢ـ  كتابها و مقالات لاتين:

Hallaq, Weal B., A history of Islamic legal theories: an introduction to Sunni Usul al-feqh, New York, Cambridge University Press, ١٩٩٧; Hasan, Ahmad, The early development of Islamic jurisprudence, Islamabad, Islamic research Institute, ١٩٧٠; Motzki, Harald, The origins of Islamic jurisprudence: Meccan Fiqh before the Classical Schools, Leiden, Brill, ٢٠٠٢; Ritter, H., "Studien zur Geschichte der islamischen Frömmigkeit", Islam, vol. ٢١, ١٩٣٣; Schacht, Josef, An introduction to Islamic law, Oxford, Clarenden Press, ١٩٨٦; id, The legacy of Islam, London, Oxford University press, ١٩٧٩; id, The origins of Islamic jurisprudence, Oxford, Clarenden Press, ١٩٥٠;

٨ـ٢ـ٣ـ  منابع اينترنتي (مراجعه به اين سايتها براي آگاهي از برخي گونه‌هاي آموزش تاريخ فقه و استانداردهاي تدريس آن در دانشگاههاي ديگر توصيه مي‌شود):

"International Islamic University Islamabad", http://www .iiu.edu.pk/fsl/ba.htm;

"Law School", http://www.law.umn.edu /courses/law6910_syl.html;

"On the Islamic schools of Law", http://members.tripod.com/~SuzyAshraf/index.html_essays;

"Selected Resources in Islamic Law", http://www. lib.umich.edu/area/Near.East/IslamicLaw.html;

"The Practice and Faith of Islam",

http:// www.arches.uga .edu/~godlas/practices.html;

“Jews and Muslims in the Middle Ages Final Syllabus”,

http://www.ceu.hu/sun/SUN_٢٠٠٤/Detailed_Descriptions/Syllabi/syllabus_jews_and_muslims.htm;

“Syllabus, Dept. of Islamic Studies, JMI”, http://jmi.nic.in/ Fhum/Courses_IslamicStudies.htm.

 

 

 

تاريخ فقه١

جلسۀ دوم: تاريخ همچون يك علم

١٧/ ٧/ ١٣٨٥

 

١ـ كليات

١ـ١ـ تعريف تاريخ: علم مطالعۀ تحولات يك پديدۀ اجتماعي، آن گونه كه «ضبط» شده و عموما «مكتوب» به ما رسيده است ....... ١٥ دقيقه

١ـ٢ـ قيود تعريف:

١ـ٢ـ١ـ  مطالعه: براي تميز نهادن ميان كار مورخ (Historian) و تاريخنگار (Historiograph).

١ـ٢ـ٢ـ  تحولات: هر پديده زماني مي‌تواند تاريخمند و موضوع مطالعۀ مورخان باشد كه قابليت تحول داشته باشد.

١ـ٢ـ٣ـ  مكتوب: پديده‌هايي كه اسنادشان عموما نامكتوب است، موضوع مطالعۀ آركئولوژي (باستان‌شناسي) هستند.

١ـ٢ـ٤ـ  اجتماعي: پديده‌هاي غير انساني و حتي انساني غير اجتماعي موضوع تاريخ نيستند.

١ـ٢ـ٥ـ  علم: توجه دادن به «تاريخ همچون علمي تجربي» (فراموش نشود كه علم تجربي از دوران رنسانس متولد شده است).

١ـ٢ـ٥ـ١ـ لزوم بي‌طرفي

١ـ٢ـ٥ـ٢ـ مبتني بودن بر روش تجربي (مشاهده، فرضيه، آزمون و تئوري)

١ـ٣ـ بحث آزاد .............٢٠ دقيقه

١ـ٣ـ١ـ  تفاوت تاريخ با قصه‌هاي مادربزرگ، داستانهاي رستم، دفترچۀ خاطرات ناصرالدين شاه، نوشته‌هاي روزنامه چيست؟

١ـ٣ـ٢ـ  تفاوت تاريخ با «داستانهاي سراسر دروغ» چيست؟

١ـ٣ـ٣ـ  تفاوت تاريخ با «بوالفضوليهاي بيكاران كه به غيبت از ديگران مي‌پردازند» چيست؟

١ـ٣ـ٤ـ  شباهت آن با فيزيك، شيمي، جامعه‌شناسي، روانشناسي و ديگر «علوم» چيست؟

١ـ٣ـ٥ـ  كدام يك از پديده‌هاي زير، نمي‌توانند موضوع مطالعۀ علم تاريخ واقع شوند؟

١ـ٣ـ٥ـ١ـ صندلي

١ـ٣ـ٥ـ٢ـ زندگينامۀ فلان فقيه

١ـ٣ـ٥ـ٣ـ آداب خواستگاري در فرهنگ ايرانيان

١ـ٣ـ٥ـ٤ـ ازدواجهاي پنهان فتحعليشاه

٢ـ ابزارهاي مورخان ............. ٢٠ دقيقه

٢ـ١ـ منابع تاريخي

٢ـ١ـ١ـ  مفهوم: هر سندي كه بتواند در كشف معماهاي تاريخي گواه باشد.

٢ـ١ـ٢ـ  نمونه‌ها:

٢ـ١ـ٢ـ١ـ ساختمانها، عمارتها و آثار غير منقول بازمانده از عصر مورد بحث

٢ـ١ـ٢ـ٢ـ اجساد موميايي يا مدفون در مقابر...، تكه‌هاي استخوان و بدن و لباس

٢ـ١ـ٢ـ٣ـ كتابهاي بازمانده

٢ـ١ـ٢ـ٤ـ كتابهاي دوره‌هاي بعد در بارۀ دورۀ مورد بحث

٢ـ١ـ٢ـ٥ـ لوازم بازمانده (كاسه، بشقاب...)

٢ـ١ـ٢ـ٦ـ سكه‌ها، اسناد تجاري،...

٢ـ١ـ٢ـ٧ـ زبان مردم در آن دوره

٢ـ٢ـ تئوريهاي علوم اجتماعي

٢ـ٢ـ١ـ  عالمان علوم اجتماعي (جامعه‌شناسان، انسان‌شناسان، اقتصاددانان، مورخان...) فرهنگهاي مختلف را مطالعه مي‌كنند.

٢ـ٢ـ٢ـ  تحولات يك پديدۀ اجتماعي را با صورت قبليش در همان فرهنگ، يا با آنچه در فرهنگهاي ديگر جاري است مقايسه مي‌كنند.

٢ـ٢ـ٣ـ  از طريق اين مقايسه‌ها، به قواعدي دست مي‌يابند كه معمولا در فرهنگها جاري است (تئوريهاي علوم اجتماعي).

٢ـ٢ـ٤ـ  با استفاده قواعد مبتني بر شواهد معلوم، سعي مي‌كنند وضعيتهاي نامعلوم را پيش‌بيني كنند.

٣ـ روش كار مورخان ............ ١٠ دقيقه

٣ـ١ـ ارزشيابي ميزان اعتماد بر منبع تاريخي در گزارش از دورۀ مورد بحث

٣ـ٢ـ جايگزين كردن منابع جديد

٣ـ٣ـ پيدا كردن جاهاي خالي و نقاط كور تاريخ

٣ـ٤ـ تبيين: توضيح نقاط كور با استفاده از تئوريهاي علوم اجتماعي (چون پر كردن جاهاي خالي يك پازل با فرضيات، و نه قطعات واقعي)

٤ـ فايدۀ مطالعۀ تاريخ ............. ١٥ دقيقه

٤ـ١ـ آيا مطالعۀ تاريخ براي عبرت گرفتن است؟

٤ـ١ـ١ـ  پس چرا اين همه ظالمان عبرت نگرفته‌اند؟

٤ـ١ـ٢ـ  بسياري ستمكاران خود را خادمان بزرگي مي‌دانسته‌اند و چون معقد نبوده‌اند كه خيانت مي‌كنند عبرتي هم نگرفته‌اند.

٤ـ٢ـ تاريخ به ما مي‌آموزد:

٤ـ٢ـ١ـ  بسيار مهمتر از اشخاص (كه گاه از ما مي‌خواهند اسمشان را براي امتحان حفظ  كنيم)، «جريانهاي اجتماعي» هستند.

٤ـ٢ـ١ـ١ـ جريانها آن اشخاص را توليد مي‌كنند.

٤ـ٢ـ١ـ٢ـ تا زماني كه آن جريانها باشند، باز اشخاص ديگري همانند قبل توليد خواهند شد.

٤ـ٢ـ١ـ٣ـ بزرگترين نخبگان، تنها علتهاي ناقصند و در هر شرايطي كار از پيش نمي‌برند.

٤ـ٢ـ٢ـ  تا زماني كه مشكلات گذشتۀ فرهنگي خود را نشناسيم، راهي به سوي پيشرفت نخواهيم برد.

 

 

 

مآخذ: دورانت، ويل، درسهاي تاريخ، ترجمۀ احمد آرام، ضمن درآمدي بر تاريخ تمدن، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي؛ زيـباكلام، صادق، «تاريخ چيست و ما به آن چگونه مي‌نگريم؟»، ضمن سنت و مدرنيته، تهران، روزنه، ١٣٧٧ش؛ نيز:

“History and Historiography”, Enc. Britannica; “History”, Enc. Encarta.

 

 

 

تاریخ فقه

جلسۀ چهارم: مشکل تعیین موضوع بحث تاریخ فقه

١/ ٨/ ١٣٨٥

 

    مقدمه .................................................................................................. ١٠ دقیقه

1ـ1ـ         مرور: تا به حال معنای تاریخ را دریافتیم. فایدۀ مطالعۀ تاریخ را وانهادیم.

1ـ2ـ         اهداف بحث امروز

1ـ2ـ1ـ                  آشنایی با علم فقه و کشف این که برای مطالعۀ تاریخ فقه، باید در پی رگه‌ها و سرنخهای کدام جریان اجتماعی بود.

1ـ2ـ2ـ                  مقدمات بحث در بارۀ احکام حقوقی ـ عبادی عرب پیش از اسلام

    آشنایی با علم فقه

2ـ1ـ         پیشینۀ اصطلاح «فقه» .............................................................. ١٥ دقیقه

2ـ1ـ1ـ                  کاربردهای کهن (قرآن کریم، روایات نبوی و نهج البلاغه): فهم عمیق امور

2ـ1ـ2ـ                  کاربرد عصر امام علی (ع): اعتقاد گروهی به لزوم فهم عمیق دین (تفقـّه) در برابر اعتقاد به اکتفا به ظاهر قرآن

2ـ1ـ3ـ                  تعیین جانشین برای ابراهیم نخعی (اعمش/ حماد) و کاربرد دو اصطلاح «علم فرائض» و «علم حلال و حرام»

2ـ1ـ4ـ                  ابوحنیفه (د 150ق) و نگارش  الفقه الاکبر در بیان اصول عقاید

2ـ1ـ5ـ                  اشاره به «اهل فقه» در برابر «اهل حدیث» در آثار بازمانده از حدود نیمۀ سدۀ 2ق.

2ـ1ـ6ـ                  رواج اصطلاح فقه برای اشاره به علم مورد بحث ما در حدود سدۀ 3ق.

2ـ2ـ         تعریف علم فقه ................................................................... ٣٠ دقیقه

2ـ2ـ1ـ                  تعریف سنتی: «الفقه هو العلم بالاحکام الشرعیة الفرعیة عن ادلتها التفصیلیة»

2ـ2ـ1ـ1ـ  توضیح عناصر مختلف تعریف: «علم»، «احکام شرعی»، «فرعی»، «ادلۀ تفصیلی»

2ـ2ـ1ـ2ـ  بحث از جامعیت و مانعیت تعریف

2ـ2ـ1ـ3ـ  چرا فقه، برخی دستورات قرآنی را در بر دارد و برخی دیگر را ندارد؟

2ـ2ـ1ـ3ـ1ـ کبر مقا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون (صف/ 61/ 3)

2ـ2ـ1ـ3ـ2ـ ...ولاتبطلوا اعمالکم (محمد/ 47/ 33)

2ـ2ـ1ـ4ـ  چرا فقه، هم عبادیات را در بر می‌گیرد و هم مسایل حقوقی (معاملات) را؟

2ـ2ـ1ـ5ـ  چرا در باب غیبت، دروغ و مانند آنها در علم فقه حکمی نیست؟

2ـ2ـ1ـ6ـ  میان مسایل ابواب مختلف فقهی چه شباهتهایی هست که آنها را کنار هم نشانده؟

2ـ2ـ2ـ                  مشکل تعریف: معنای شرع در اصطلاح «احکام شرعی» معلوم نیست و تعریف توتولوژیک است.

2ـ2ـ3ـ                  فقه چه موضوعاتی را در بر دارد؟

2ـ2ـ3ـ1ـ  آیینهای دینی مثل نماز، روزه، حج،...

2ـ2ـ3ـ2ـ  قواعد و قوانین حقوقی: شیوۀ صحیح بیع، نکاح، اجاره...

2ـ2ـ3ـ3ـ  حتا گاه برخی مسایل شخصی مثل ابطال نماز با ریا

2ـ3ـ         بحث آزاد: چرا فقه این موضوعات را در بر گرفت و موضوعات دیگری را که می‌توانست شامل شود، نشد؟ ..... ١٠ دقیقه

2ـ3ـ1ـ                  شباهت متودولوژیک رویکرد به این موضوعات (؟)

2ـ3ـ2ـ                  تأثیر فرهنگهای همسایه (یهودیان، امپراطوری روم، و امپراطوری ایران) در فرهنگ تدوین حقوقی (؟)

    کار ما در مطالعۀ تاریخ فقه:

3ـ1ـ         راهکارهای پیشنهادی

3ـ1ـ1ـ                  مطالعۀ تحولات «علم فقه»

3ـ1ـ1ـ1ـ  ابهام وجه جمع موضوعات مختف فقهی (عبادیات، معاملات و...)

3ـ1ـ1ـ2ـ  وحدت موضوع، مطالعۀ تاریخی ما را با مشکل مواجه می‌کند.

3ـ1ـ1ـ3ـ  اگر بخواهیم در بارۀ هر یک از اینها جداگانه بحث کنیم، سه نوع علم «تاریخ فقه» خواهیم داشت!

3ـ1ـ2ـ                  پیشینۀ یکایک احکام شرعی؟

3ـ1ـ2ـ1ـ  در آن صورت به تعداد احکام شرعی، بحث جداگانه مطرح می‌شود.

3ـ1ـ2ـ2ـ  هر یک از احکام شرعی خاستگاه و زمان پیدایی متفاوتی دارند و همه به یک دوره تعلق نمی‌یابند.

3ـ2ـ         راه حلها برای مشکل

3ـ2ـ1ـ                  تفکیک میان قانون اسلامی، و عبادیات آن کاری که جوزف شاخت در مدخلی بر قانون اسلامی کرده است.

3ـ2ـ2ـ                  مطالعۀ تحولات متودولوژیک علم فقه؟ به نظر می‌آید این راه به صواب نزدیکتر است.

 

 

تاريخ فقه

جلسه پنجم: قوانين عرب در عصر ظهور اسلام١

١٥/ ٨/ ١٣٨٥ـ امتحان ماهانۀ اول

 

١.

كليات

 

آ.

مرور:

 

 

I.

مشكل بحث از تاريخ فقه ........................................................ ٢٠ دقيقه